مطلب با موضوع «جبهه سیاسی :: مسیر بی انحراف :: آقای مشایی» ثبت شده است


شاید بازخوانی مواضع مهندس مشائی درمورد مذاکرات هسته ای که سه سال پیش بیان شده اند، بتواند دلیل سکوت و تبریک این روزهای اصولگرایان را روشن کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۲ ، ۱۸:۳۳
سپهر راهی


سبک شناسی

29 تیرماه 87 ـ درست در روزی که شبکه ماهوارهای العربیه و روزنامه الشرق الاوسط، بهطور مشترک برنده جایزه سالانه «کنفرانس بینالمللی دوستان اسرائیل» شدند ـ اظهار داشت: «ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست این افتخار است

مشایی اما در 20 مردادماه بازهم بر موضع قبلی خود تأکید و عقبنشینی گذشته را تکذیب کرد: «بنده به حرفهایم افتخار می کنم و آنها را اصلاح نمیکنم... برای هزارمینبار و قویتر از گذشته اعلام می کنم که ما با همه مردم دنیا دوست هستیم، حتی مردم آمریکا و اسرائیل.» این اظهارات بلافاصله با تأیید احمدی نژاد محکمتر هم شد: «دلسوز همه بشریت حتی مردم آمریکا و بدبختهایی که با سراب واهی به سرزمینهای اشغالی روانه شده اند، هستیم.» این تأکید دوباره و تقویت آن توسط رئیس جمهوری موجب بروز مخالفتهای جدیتری با مشایی و احمدینژاد در میان دلسوزان نظام شد تا جاییکه زمزمههای طرح سوال از رئیس جمهوری در مجلس به صورت جدی شنیده  شد.

////و وقتى فتنه در جامعه‌اى به وجود آمد، فضاى ذهنى مردم مثل محیطِ غبارآلود و مه‌آلود است که گاهى انسان نمیتواند دو مترى خودش را هم ببیند. یک چنین وضعى به وجود مى‌آید. در یک چنین وضعیتى است که خیلى‌ها اشتباه میکنند، بصیرتشان را از دست میدهند. تعصبهاى بیخود، عصبیتهاى جاهلى در چنین فضائى رشد پیدا میکند. آن وقت مى‌بینید محور دنیاطلبانند، اما یک عده کسانى که اهل دنیا هم نیستند، به خاطر فتنه در جهت هدفهاى آنها حرکت میکنند؛ وضع دنیا اینجور میشود. بنابراین «الدّنیا رأس کلّ خطیئة». حب دنیا، دل بستن به دنیا، در رأس همه‌ى خطایا و همه‌ى گناهان است. امیرالمؤمنین به این نکته توجه میدهد. این برنامه‌ى تربیت اخلاقى امیرالمؤمنین است.

ردم نگاه میکنند به بعضى از گفتگوها و بگومگوهاى بیجا و بیمورد که گاهى در بین نخبگان سیاسى مشاهده میشود؛ نگاه مردم نگاه رضایتمندانه نیست. این را ما از مراجعات مردم بخوبى میفهمیم - و حالا دو سه مسئله‌ى کوچک و کم‌اهمیتى را که وجود دارد و سعى میشود که از اینها براى التهاب استفاده شود، عرض میکنم، براى اینکه درِ گفتگوها بسته بشود.

 
یک نفر پیدا میشود درباره‌ى مردمى که در اسرائیل زندگى میکنند، اظهار نظرى میکند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اینى که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستى نیست؛ حرف غیرمنطقى‌اى است. مگر مردم اسرائیل کى‌هایند؟ همان کسانى هستند که غصب خانه، غصب سرزمین، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسیله‌ى همین‌ها دارد انجام میگیرد. سیاهىِ لشگرِ عناصر صهیونیسم، همین‌هایند. نمیشود ملت مسلمان نسبت به افرادى که اینجور عامل دست دشمنان اساسى دنیاى اسلام هستند، بى‌تفاوت باشد. نه، ما با یهودى‌ها هیچ مشکلى نداریم، با مسیحى‌ها هیچ مشکلى نداریم، با اصحاب ادیان در دنیا هیچ مشکلى نداریم؛ اما با غاصبان سرزمین فلسطین چرا؛ مشکل داریم. غاصب هم فقط رژیم صهیونیستى نیست. این موضع نظام است، این موضع انقلاب است، موضع مردم است. حالا کسى حرف اشتباهى میزند، عکس‌العملهائى هم در مقابل آن نشان داده میشود. خوب، مسئله را باید تمام کرد. این که یک روز یک نفر از این طرف بگوید، یکى از آن طرف بگوید، یکى اینجور استدلال کند، یکى از آن طرف حرف بزند، درست نیست. این التهاب‌آفرینى است. حرفى بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهورى اسلامى هم این نیست. این با کشورهاى دیگر فرق میکند که مردمش روى سرزمین غصبى‌اى ننشستند. شهرکهاى یهودى‌نشین، امروز به وسیله‌ى همین مردمى که گفته میشود مردم اسرائیل هستند و به وسیله‌ى همین‌ها پر شده؛ همین‌هایند که دولت جعلى صهیونیست، اینها را مسلح کرده است علیه مردم مسلمان فلسطینى، که فلسطینى‌ها جرأت نکنند نزدیک این شهرکها بشوند. خوب، این حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. این را نباید وسیله‌ى التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور مسائل کوچک و مسائل جزئى را - حرفى که بر زبان کسى جارى میشود؛ مطلبى گفته میشود - وسیله‌اى قرار ندهند براى اینکه مدتى جریان‌سازى و مسئله‌آفرینى در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیه‌اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.

 
یک چیز دیگرى که این روزها انسان مشاهده میکند - که این را هم میخواهم بخصوص از نخبگان خواهش کنم که توجه کنند - قضاوتهاى درباره‌ى مسائل دولت و کارهاى دولت است. البته این از آثار نزدیک شدن به دوره‌ى انتخابات است؛ با اینکه خیلى هم نزدیک نیست و ما حدود نه ماه هنوز تا انتخابات فاصله داریم، اما خاصیت انتخابات این است که عناصر، فعال میشوند؛ حرف میزنند. خوب، حرف بزنند. حالا در باب انتخابات حرفهاى گفتنىِ متعددى هست که ان‌شاءاللَّه در وقت خودش، در فرصت مناسب خودش، آنها را به ملت عزیزمان عرض خواهیم کرد؛ حالا هنوز زود است. لیکن انسان احساس میکند که در بین آنچه که امروز گفته میشود، بى‌انصافى‌هائى صورت میگیرد. اگر کسى براى آینده‌ى کشور، براى حل آنچه که معضلات کشور مینامند، برنامه‌اى دارد، حرفى دارد، آن حرف را بیان کند. اگر چنانچه میتواند راه حلى براى مشکلاتى که وجود دارد - حالا مثلاً مشکل گرانى یا تورم - پیدا کند، آن راه حل را بگویند. تخریب کردن مسئولین، تخریب کردن دولت، هیچ مصلحت نیست و جزو کارهاى صحیح اسلامى نیست. البته در بعضى از جاهاى دیگر؛ در بعضى از کشورهاى دنیا به نام دمکراسى، به نام آزادى، آبروهائى را از بین میبرند، اشخاصى را به لجن میکشند؛ اینها کارهاى اسلامى نیست، اینها کارهاى آنهاست؛ مثل خیلى از کارهاى دیگرشان. آنچه که در زمینه‌ى مسائل اقتصادى یا غیر اقتصادى گفته میشود، در درجه‌ى اول باید در محافل کارشناسى گفته شود، نه در منبرها و تریبونهاى عمومى. انسان گاهى اوقات مى‌بیند چیزهائى میگویند که بى‌انصافى میشود. نباید اخلاق نکوهیده‌ى بى‌انصافى در جامعه‌ى ما رواج پیدا کند؛ ما نباید دچار بى‌انصافى بشویم؛ بخصوص نخبگان، بخصوص نخبگان، نگاه کنند، منصفانه حرف بزنند. ما عرض کرده‌ایم که تخریب درست نیست. نه آن کسانى که طرفدار یک شخصى یا یک گروهى هستند، نه آن کسانى که مخالف آن شخص یا آن گروه هستند، مقابله‌ى آنها با یکدیگر هیچ لزومى ندارد که به صورت تخریب باشد؛ هیچ لازم نیست؛ منطقى حرف بزنند، انتقادى دارند، انتقاد کنند. خدا را شکر میکنیم که فضاى کشور ما بر اثر نظام اسلامى، فضاى آزادى است؛ فضاى بازى است؛ مردم فرصت دارند، میتوانند حرفشان را بزنند، نخبگان هم میتوانند حرف بزنند. مردم هم استماع میکنند، میشنوند و حرفها را با یکدیگر مقایسه میکنند و آنچه که به نظرشان حق است، میپذیرند و قبول میکنند.

 
من نگرانى‌ام از این نیست که حرفى زده شود، از کسى انتقاد شود؛ نه. یک نفر انتقاد میکند، یک نفر هم جواب میدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بى‌انصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام میگیرد، انسان همه را کنار بگذارد، به نقطه‌اى بچسبد، این درست نیست. البته این خطاب به همه است. این را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نمیکنیم، این را به همه عرض میکنیم. همه مراقب باشند یکدیگر را تخریب نکنند. این فضاى تخریب، فضاى خوبى نیست. مردم هم خوششان نمى‌آید. من این را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات میگویم: اگر شما خیال میکنید که شما بیائید بنشینید و فلان مسئول یا فلان جریان را مذمت کنید، مردم لذت میبرند و خوششان مى‌آید، اشتباه میکنید. مردم از فضاى تخریب خوششان نمى‌آید. (خطبههای نماز جمعه تهران در تاریخ 29 شهریور 1387)

متن کامل نامه مشایی به رهبری

اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور در نامه ای به رهبر انقلاب مواضع خود را دقبال فلسطین و نابودی اسرائیل تشریح کرد.

به گزارش بازتاب آنلاین متن نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

محضر مبارک رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای

با عرض سلام و احترام به استحضار میرساند:

نظر به بیانات روشنگر حضرتعالی در خطبه های امروز نماز جمعه تهران که مانند همیشه فصل الخطاب بوده و خواهد بود، اینجانب ضمن اعلام تبعیت کامل خود ازدیدگاه آن فقیه عالیقدر درمورد مردم سرزمینهای اشغالی ، تاکید مینماید که بعنوان سربازی کوچک در دولت خدمتگذار ، تمامی مساعی خود را درچهارچوب سیاستهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که ازسوی حضرت ولی امر مسلمین تعیین و تبیین میگردد به کار خواهم بست . بدیهی است که موضع اینجانب در موضوع مبارزات ملت مظلوم فلسطین و رزیم غاصب و جنایتکار اشغالگر چنانکه که در سخنرانیها و مصاحبه های فراوان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آشکارا بیان کرده ام ، ادامه مبارزات حق طلبانه مردم فلسطین و باز پس گیری سرزمینهای اشغالی است .

اینجانب به نابودی صهیونیسم جهانی یقین دارم و آنرا در دسترس میدانم . پیروزی نهائی حق طلبان را قریب دانسته و برای نصرت آنان و ملت شریف و مومن و انقلابی ایران در سایه سلامت و بقاء عزتمند حضرت مستطاب عالی در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج ) بهترین و خالصانه ترین ادعیه را بدرگاه خداوند متعال عرضه مینمایم.
ارادتمند
اسفندریار رحیم مشایی
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری

29 شهریور 87

 

رسایی: از نامه مشایی قانع نشده ایم

حمید رسایی عضو هیئت رئیسه کمیسیون فرهنگی مجلس نیز اعلام کرد: این کمیسیون از نامه مشایی قانع نشده و همچنان خواستار تصحیح مجدد این اظهارات است. به گزارش ایرنا، رسایی با اشاره به بررسی این نامه ٥ صفحه ای توسط کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: مجموعه دوستان در این که آقای مشایی مثل همه ملت، رژیم صهیونیستی را فاقد مشروعیت می داند، شکی ندارند اما معتقدند که وی در بیان نظراتش دقت کافی نمی کند و از این رو، سخنان وی شبهه آفرین است.عضو هیئت رئیسه کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: وی در این ٥ صفحه اگرچه از عبارت «مردم سرزمین های اشغالی» به جای «مردم اسرائیل» استفاده کرده اما در بخش هایی مجددا روی حرف قبلی خود پافشاری کرده است.رسایی گفت: وی معتقد است کسانی که از سوی رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی ساکن شده اند، اگر به تایید این رژیم بپردازند حکم همین رژیم را دارند اما یهودیان مهاجری را نیز داریم که نسبت به رژیم صهیونیستی رضایت ندارند و با این رژیم همراه نیستند.»رسایی افزود: از نظر ما همه یهودیانی که به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده اند با حضورشان رژیم صهیونیستی را تایید کرده اند و ملت ایران نمی تواند با آن ها دوست باشد.رسایی تاکید کرد: «یهودیانی که در سرزمین های اشغالی ساکن شده اند، باید از این سرزمین خارج شوند زیرا اگر از این سرزمین خارج نشوند به تایید رژیم صهیونیستی کمک کرده اند.»سیدجلال یحیی زاده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم با اشاره به ارسال پاسخی کتبی از سوی مشایی برای این کمیسیون گفت: مشایی در پاسخ کتبی باید از مردم عذرخواهی می کرد.

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۵
سپهر راهی

 

از آن اوایلی که اسفندیار رحیم مشایی دم از منتظر کردن دولت و دولتیان زد تا به حال گفته اند اینها تز دولت ظهور داده اند و گفته اند امام بر قلب ما ظهور یافته و در زمان ما ظهور محقق می شود و سپس در ادامه می افزایند :{کذب الوقاتون}.در حال که شخص مشایی در آن سخنرانی که خط دولت انتظار را تعریف کرد (جلسه مشترک دولت با دستگاها در فروردین 1392) خود کذب الوقاتون را گفت اما گفت شرایط فعلی چون در چارچوب آخرالزمان تعریف میشود زمانه ظهور است و به هیچ وجه نگفت در زمان ما ظهور محقق می شود ،این تنها تحلیل مغرضانه عده ای غرض ورز بود.

تز دولت انتظار را که تعبیر به انحراف شد نخستین با دولت نهم مطرح کرد و جناب مشایی.

برای اثبات حقانیت این تز کافیست بدانیم یک جامعه کاملا مسلمان باید داشته باشیم تا یک جامعه منتظر برای ظهور محقق شود.

اساسا جامعه ای به واقع منتظر است که مسلمان است و این لازمه اش تشکیل دولت اسلامی(مسلمان حقیقی) است که آن هم لازمه منتظر بودن دولت است.

این خواسته رهبری است و از اهداف انقلاب یعنی:

1-انقلاب اسلامی

2-تشکیل نظام اسلامی

3-تشکیل دولت اسلامی

4-تشکیل جامعه اسلامی

5-تحقق حکومت اسلامی

6-تحقق تمدن بین الملل اسلامی

پس در واقع تز مطرح شده توسط مهندس تزیست کاملا مبتنی بر اهداف انقلاب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۶:۵۹
سپهر راهی

خیلی کلام این مقال را طولانی نمی کنم اما باید اشاره کنم در جمع تشکیل دهندگان کرسی ایرانشناسی در هند عنوان شده بود که دوره اسلامگرایی هم به پایان رسیده است...بشر فهمش تشدید شده ،به یک حقایقی میرسه که اون لازم نیست دیگه از دور پوسته اسلام طی کنه یعنی داره به یک عصاره اصلی میرسه... برای اون نظام بزرگ ، نظم نوینو یادتوته ،نظم نوین جهانی؟ ، ... اصلا دیگه اونو میشنوید؟

چند خط بالا تکه ای از آن سخنرانی است که صد البته بریده شده بود و هزار البته در آن اشاره هایی از صحبت های مهندس مشایی هست که می توان فهمید نیت ایشان از گفتن عبارت:"اسلامگرایی هم به پایان رسیده است" حذف اسلام نیست بلکه معرفی خط آینده مهدوی است که تز نظم نوین جهانی را به چالش کشیده است.

مهندس مشایی در دیدار با علما و روحانیون در دفتر ریاست جمهوری به اتهام وارده بر خودشان پیرامون این مسئله پاسخ داده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۰:۴۷
سپهر راهیش