حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد در سمت خدا تاریخ 92-08-20

بنازم به بزم محبت که آنجا              

             گدایی به شاهی مقابل نشیند

مرنجان دلم راکه این مرغ وحشی     

            زبامی که برخاست مشکل نشیند

خلد ار به پا خاری آسان برآید         

          چه سازم به خاری که دردل نشیند

...

ادامه مطلب را کلیک کنید


پاسخ – راهی که ما را خیلی سریع به مقصد می رساند و راه میانبر است راه محبت است. محبت خدا،  پیامبر و اهل بیت مظهر تبدیل سیئات به حسنات است و ما را سریع می برد. پیامبر فرمود: ریشه ی اسلام محبت من و اهل بیت است. ظاهر اسلام محرمات و واجبات است ولی مغز اسلام حب است.

کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند ظاهر اسلام را داشتند، نماز می خواندند ، حج می رفتند و ... ولی حب نداشتند. یعنی محبت به خدا و پیامبر را نداشتند. ما باید هم ظاهر و هم باطن دین را داشته باشیم. پوسته و مغز باید با هم باشند. اساسی ترین آن مغز است .زیرا اگر ریشه نباشد درخت خشک می شود. محبت دیگران را دگرگون می کند. محبت مخصوص انسان نیست بلکه برای همه ی موجودات است. همه ی موجودات شعور و احساس دارند و می فهمند. حجرالاسود یک سنگ است. کوه احد یک سنگ است ولی پیامبر فرمود: من کوه احد را دوست دارم و او هم مرا دوست دارد.

اُستون حنانه از حج رسول                 ناله می زد همچو ارباب عقول

عجیب است که یک درختی که پیامبر مدتی به او تکیه می داده ،از حجر پیامبر چنان ناله بزند که پیامبر منبر را رها کند  و درخت را در آغوش بگیرد و به آن محبت کند. امام صادق(ع) می فرماید که اگر پیامبر این کار را نمی کرد این درخت تا قیامت ناله می زد. الان جای آن درخت ستون است یعنی بین منبر و درخت که نماز می خوانند.

علم امروز ثابت کرده است که گل و گیاه محبت را می فهمند. پس تمام ذرات عالم محبت را درک می کنند. دانشمندان ژاپنی روی آبی که بر آن دعا می خوانند یا نفرین می کنند تحقیقاتی کرده اند. اینها حقیقتی است که ملموس است. حیوانات هم متوجه ی محبت می شوند. در روایات داریم که حیوانات را اذیت نکنید و آزار دادن حیوانات حرام است. روایت داریم که خانمی گربه ای را در قفس انداخت و گربه از گرسنگی و تشنگی در قفس جان داد. امام صادق(ع) فرمود: این زن معذب خواهد شد بخاطر اینکه حیوانی را آزار داده است. از هزار و چهارصد سال پیش در مکتب اسلام ،دفاع از حقوق حیوانات وجود داشته است .اگر حیوانی امام را نگاه می کرد، امام یک لقمه خودشان می خوردند و یک لقمه به حیوان می دادند. خیلی حیوانات هستند که به صاحبان شان وفادار هستند. بعضی از حیوانات جان خودشان را فدای صاحب شان کرده اند.

مرکب امام حسین (ع) بنام ذوالجناح که از اسب های پیامبر خدا بوده، وقتی حس کرد که امام حسین(ع) بر اثر جراحات نمی توانند روی مرکب قرار بگیرند، زانوهایش را خم کرد تا بدن آقا روی زمین قرار بگیرد. عمربن سعد گفت که این از اسب های قیمتی است ، آنرا بعنوان غنیمت برای من بیاورید. وقتی می خواستند این اسب را بگیرند، دور بدن امام می چرخید و دفاع می کرد. در آخر عمربن سعد گفت: آنرا رها کنید. وقتی اسب را رها کردند ، اسب سر و صورتش را به پاهای حضرت مالید و خودش را خونی می کرد.

در زیارت ناحیه ،امام زمان(عج) به این اسب اشاره کرده است. زیارت ناحیه شرح داستان کربلا هم هست. می فرماید: ای جد بزرگوار، من فراموش نمی کنم اسب بی صاحب تو با یال خونین و زین واژگون گریه می کرد، شیهه می زد در کنار خیمه.

در تاریخ داریم که حضرت سکینه با اسب امام(ذوالجناح)گفتگو می کرد و می گفت: من می دانم پدرم کشته شده ولی آیا به او آب دادند یا نه. این اسب به پشت خیمه آمد و آنقدر سرش را به زمین کوفت تا از دنیا رفت یعنی نمی توانست جای خالی امام را تحمل کند. اینها حیواناتی هستند که با امام به بهشت می روند. ما باید سعی کنیم که از چنین حیواناتی عقب نمانیم. کوچکترین وقایع کربلا، درس ایثار، فداکاری، شجاعت، محبت و هدایت را به ما می دهد.

هر رفتار امام و یارانش هدایت گر عالم است. وقتی یاران امام به شهادت رسیدند و امام وارد میدان شدند، در مقطعی لشکر را شکافتند و به کنار آب آمدند. حضرت آب ننوشیدند ولی به ذوالجناح فرمودند که تو آب بخور .یعنی مرکب خودش را بر خودش مقدم می دارد. اسب هم آب نمی خورد. و منتظر این بود که امام آب بخورد. امام حسین (ع) بخاطر اینها ولی خدا شد و در دلها جا باز کرده است. پس در مکتب ما محبت کردن به حیوان سفارش شده است.

امام سجاد(ع) 35 سال برای مصائب پدرشان گریه می کردند. امام شتری داشتند که با آن بارها به زیارت خانه ی خدا رفته بودند و یک بار هم به این شتر تازیانه نزده بودند. امام باقر(ع) می فرماید: وقتی امام سجاد(ع) از دنیا رفتند، دیدند که شتر حضرت در خانه نیست. شتر به قبرستان بقیع رفته و قبر امام سجاد(ع) را پیدا کرده و سر و صورتش را به خاک می زد و ناله می زد. امام باقر(ع) دستور دادند که شتر را به منزل برگردانند. بعد از مدتی شتر مفقود شد و دیدند که سر قبر امام سجاد(ع) است(عالم محبت می تواند سنگ و چوب و حیوان را جذب کند) این شتر در قبرستان بقیع این قدر خودش را به خاک مالید تا از دنیا رفت. بعد امام باقر (ع) دستور داد که آن حیوان را دفن کنند  که بدنش طعمه ی حیوانات نشود.

دیو اگر عاشق شدی آن گوی بُرد        جبرئیلی کرد و آن دیوی بِمُرد

سگ اصحاب کهف دنبال اصحاب کهف راه افتاد و به حق رسید. پس محبت حیوان را انسان می کند. در بهشت اینها تبدیل می شوند یعنی چه بسا انسان هایی که هیزم می شوند و در آتش جهنم می سوزند و چه بسا حیواناتی که انسان می شوند و به بهشت می روند.

پس محبت فاصله ها را بر می دارد. طبیب اصفهانی می گوید:

بنازم به بزم محبت که آنجا                    گدایی به شاهی مقابل نشیند

مرنجان دلم راکه این مرغ وحشی       زبامی که برخاست مشکل نشیند

خلد ار به پا خاری آسان برآید          چه سازم به خاری که دردل نشیند

ممکن است کسی که گدا یا یک غلام یا حیوان است بر اثر محبت به بهشت می رود .اسب امام حسین(ع) با امام و شتر امام سجاد(ع)با امام محشور می شود. روایت داریم :اگر سنگی ما را دوست داشته باشد با ما محشور می شود.

در بین لشکر امام حسین(ع) افراد معروفی مثل حبیب بن مظاهر که شبی یک ختم قرآن داشت یا مسلم بن اوسجه و زهیر ،بزرگ عثمانی، بوده اند ولی افرادی هم مثل غلام ابوذر بنام جون بن حُوَی بوده اند. این غلام اهل زنگبار بوده وعرب هم نبوده است. او یک برده بوده که خرید و فروش می شده و در جنگی اسیر شده بود. تا بدست فضل به عباس پسر عموی پیامبر می رسد. در تاریخ داریم که امیرالمومنین این غلام را خرید که رنگش سیاه بود و بدنش هم بو می داد یعنی جذابیت ظاهری نداشت. حضرت امیر او را به ابوذر غفاری بخشیدند تا خدمت ابوذر را بکند. خلفا ابوذر را به رَبَذه تبعید کردند. این غلام مدتی در ربذه خدمت ابوذر را می کرد تا اینکه ابوذر از دنیا رفت. این غلام به مدینه برگشت و در خدمت امیرالمومنین بود. بعد خدمتگزار امام حسین(ع) و بعد خدمتگزار امام حسین(ع) شد.

در روایات داریم که در جریان سفر کربلا او بعنوان خدمتگزار اهل بیت بود و کارهایشان را انجام می داد.(این غلامی که نه ظاهر داشته و نه شخصیت و فقط عشق داشته همراه حضرت شده است) وقتی این غلام دید که بنی هاشم دارند به میدان می روند، در دلش می گفت که من قابلیت ندارم که به میدان جنگ بروم ولی وقتی تنهایی امام را دید، به امام عرض کرد که اجازه می دهید که به میدان بروم و بجنگنم. وقتی حضرت علی اکبر از پدرش اجازه گرفت که به میدان برود امام بلافاصله اجازه دادند. امام به غلام گفت که من نمی خواهم شما در سختی ها باشید ،من تو را حلال کرده ام، تو همراه اهل بیت باش. این غلام دست امام را بوسه زد و گفت که هرچند من شخصیتی ندارم ولی اجازه بدهید که خون سیاه من در خون شما قاطی بشود. این غلام خیلی اصرار کرد و خضوع و خشوع نشان داد. پیوند، محبت حجاب ها را کنار می زند. امام زمان(ع) در دعا بر این غلام سلام می کند. میلیون ها نفر زیارت عاشورا می خواندند و بر اصحاب حسین سلام می دهند بخاطر فداکاری که کرده اند و اینها بخاطر محبت است. امام قبول کرد و او به میدان رفت. او با دل شکستگی به میدان رفت و عده ی را کشت و بعد به شهادت رسید. در آخرین لحظات، امام حسین (ع) به بالا سر این غلام آمد و فرمود: خدایا رنگ او را سفید کن، بدنش را معطر کن و او را با ابرار و محمد وآل محمد محشور کن. امام باقر(ع) می فرماید: بعد از چند روز که می خواستند بدن اصحاب را دفن کنند،(بدن آقا و حضرت ابوالفضل را امام سجاد(ع) دفن کردند) دیدند که بوی مشک وعنبر از این بدن می آید. این بخاطر دعای امام حسین(ع) بود. غرور انسان را عمر سعد می کند ولی خضوع و خشوع کاری می کند که امام معصوم خم بشود و صورتش را بر صورت غلام بگذارد. حضرت برای محبت این غلام گریه کردند. در لحظه ی آخر این غلام گفت: چه افتخار بزرگی نصیب من شده است که اباعبدالله صورت به صورت من گذاشته است. بعد روح از بدنش جدا شد. و به خدا پیوست. پس اسم اعظم خدا، محبت است. انشاءالله ما به کشتی امام حسین(ع) برویم و ما را تبدیل کنند.

سوال – صفحه 508 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – پیامبر فرمود: هر یک صلوات بر من ،دری از درهای عافیت و سلامت را باز می کند. کسانی که می خواهند در عافیت باشند زیاد بر محمد و آل محمد صلوات بفرستند.

در این صفحه داریم: معبود واقعی خداست ،هم برای گناه خودت و همه ی زن و مرد مومن اسغفار کن. خدا از کارهای شما کاملا آگاه است.

پیامبر وقتی بزرگی خدا و کوچکی خودشان را می دیدند، اظهار شرمندگی می کردند و بعد استغفار می کردند. پیامبر برای امت ،زیاد استغفار می کردند.

توسل به اهل بیت یکی از وسایلی قوی برای استحابت دعاست. در روز هفتم به حضرت علی اصغر توسل پیدا می کنند. دو شخصیت در گره گشایی معروف تر هستند :حضرت ابوالفضل وحضرت علی اصغر. کسانی که فرزند ندارند انشاءالله خداوند به آنها فرزند عطا کند و کسانی که فرزنددار هستند ،فرزندان شان عاقبت به خیر بشود.

بزرگان برای حوائج مهم نذر حضرت علی اصغر می کردند. خون مظلوم که دردعا شاره شده است خون علی اصغر است که به آسمان رفت. در روایت داریم که اگر خون علی اصغر به زمین می ریخت، بلا نازل می شد. در زمان حاج شیخ کریم حائری (موسس حوزه ی علمیه ی قم) رضا خان خیلی به روحانیون سخت می گرفت و عمامه از سرشان بر می داشت و حوزه ها را تعطیل می کرد. مشکل مهمی برای حوزه ها پیش آمده بود و ایشان گفت که دیگر از دست من کاری برنمی آید.  شاگردان ایشان دل شکسته می شوند و به امام زمان(عج) در مسجد جمکران توسل پیدا می کنند. در مکاشفه می بینند که امام زمان (عج)می فرماید: به شیخ عبدالکریم بگویید که بالا سر قبر حضرت فاطمه معصومه روضه ی علی اصغر را بخواند و به علی اضعر توسل پیدا کند (زیرا مظلومیت ایشان از همه بالاتر بوده است). ایشان این روضه را ترتیب دادند و همان روز مشکل حوزه حل می شود.

در کتب ما به طفل خردسال سفارش زیادی شده است. پیامبر در حال خواندن نماز جماعت بودند که صدای ناله ی نوزادی را می شنوند و نمازشان را خیلی سریع می خوانند.  پیامبر طاقت ناله ی کودکی را نداشتند. بالاترین مصیبت امام حسین(ع) مصیبت شهادت علی اصغر است که خدا در این مصیبت به امام حسین(ع) تسلیت گفته است. و فرموده که این را به ما واگذار کن. امام حسین(ع) وقتی می خواستند وداع کنند فرمودند که علی اصغر را به من بده. حضرت دیدند که علی اصغر از تشنگی بی جان شده است. امام فرمود که حضرت علی اصغر در لحظه ی آخر است.(تلذی یعنی وقتی ماهی از آب بیرون افتاده و می خواهد به آب برگردد ،در لحظه ی آخر که دیگر رمق ندارد، فقط لب هایش را بهم می زند). در این لحظه مردم منقلب شدند و آن نانجیب به هرمله گفت که چرا جواب آقا را نمی دهی .ابو خلیل خبرنگار دشمن بوده است. مختار به او گفت که جریان عاشورا را برای من بگو. او داستان عاشورا را برای مختار می گفت و مختار گریه و ناله می کرد. مختار از او پرسید:  آیا زمانی هم بود که تو منقلب بشوی و گریه کنی؟ او گفت :بله ،وقتی دیدم امام حسین(ع) قنداقه ی علی اضعر را گرفته و می خواهد آنرا به خیمه برگرداند ،به یاد رباب می افتاد و سه بار او را برگرداند زیرا از مادرش رباب خجالت می کشید که بچه را تشنه برگرداند. در اینجا ناله ی من هم درآمد. امام حسین (ع) علی اصغر شهید را پشت خیمه دفن کردند و دو رکعت نماز خواندند.

خدایا به حق مظلوم ترین شهید کربلا، فرج امام زمان(عج) را نزدیک و قلب امام زمان(عج) را از ما راضی بفرما، بیماران و دردمندان را شفا عنایت بفرما و ما را در مسیر اهل بیت قرار بده.