به یاد مردان بی تکراری که "ایستاده" رفتند

 


دولت بهار – حجت الاسلام مسعود شفیعی کیا/ تاریخ این روزگار همانقدر که افتخارآمیز است مملو از غربت و فراموشی است. نمی خواهم به صد سال گذشته و یا قبلتر بازگردم و نمی خواهم شاهدم را از حمام فین کاشان بیاورم، خیر! می خواهم به همین نزدیکی ها بروم و چند صفحه از تاریخ غمبار قهرمانانمان را ورق بزنم .

28 آذر و مصادف با اربعین حسینی، سالروز شهادت فرمانده بسیجی «شهید مهدی خندان» است. همان راست قامتی که وقتی در مرحله ای از عملیات والفجر 4 در سنگر کمین مورد اصابت تیربار دشمن قرار گرفت و خود و نیروهایش تارومار شدند، برای اینکه  داغ آه گفتنی را به دل دشمنان بگذارد و برای آنکه جسدش هم مقاومت را برای نسل های آینده یادآور باشد، جسم نیمه جانش را کشان کشان به سوی سیم خاردارهای میدان مین کشاند و رو به سوی دشمن ایستاد تا سخن آن شهید مظلوم را گواه باشد که گفت: «ما راست قامتان جاودانه ی تاریخ خواهیم ماند.» نزدیک 18 سال بعد که جسمش در «کانی مانگا»  تفحص شد در حالی که تکیه بر سیم خاردارها داشت و ایستادگی را فریاد می زد.

به یاد مردان بی تکراری که


اما وقتی خندان ها رفتند و میدان از مردان خالی شد مدعیانی که خود را «عقلا» می دانستند چاره را در کمر خم کردن دانستند و بر دژخیمان لبخند عقبگرد زدند و بر کام ولی جام زهر چشاندند، غافل از اینکه ایستادگی امثال خندان ها برای همیشه رعب در دل دشمنان انداخته  بود.

8 سالی که گذشت تکرار باور نکردنی همان مردانگی های دفاع مقدس بود. مقاومت مظلومانه دکتر محمود احمدی نژاد در برابر سنگین تر موج تخریب و تهمت سند افتخار فرزندان سرافراز ایران است. 8 سالی که دانشمندان تحقیر شده ی این مرزو بوم را بر قله های فن آوری نشاند، و کشوری را که دولتش برای داشتن 3 سانتریفیوژ آزمایشگاهی به دراز کردن دست در برابر غرب و التماس به ظلمه عالم افتاده بود، صاحب تأسیسات فردو، آب سنگین اراک و بیش از 19 هزار سانتریفیوژ کرد. اما دریغا این باقی مانده از قافله شهدا را نیز زدند !

مرد میدان ما حتی تا نزدیک ترین سنگر دشمن در بنت جبیل پیش رفت، فریاد «اللهم عجل لولیک الفرج» سرداد، علیه شیاطین سخنرانی کرد، به همگان هیمنه پوشالی رژیم جعلی صهیونیستی و آمریکا را نشان داد و در سخنانش ذره ای تزلزل دیده نشد، او برای اینکه دشمن شاد نشویم هرگز نگفت که در چه فشار تحریمی هستیم و همین نیز موجب شک خوارج زمان به وی شد .

مرد ما افتخارش این بود که هیچ سندی علیه حقوق ملت ایران امضا نکرد. مرد تکرار نشدنی ما این بار در سنگر کمین دشمنانِ رودررو از پا نیافتاد که از پشت توسط «لاحکم الا لله گویان زمان» که او را «بزرگترین خطر از صدر اسلام تا کنون» نامیدند، مورد اصابت رگبار جهل قرار گرفت و زیر پایش توسط کینه توزانی که سردار قلم لقب گرفتند خالی شد. مرد ما را کسانی زدند که امروز برای رساندن صدایشان به دولت نورسیده چاره ای جز استعفا ندارند!

آری! مرد ما را به ظاهر خودی هایی زدند که ادعای مبارزه با انحراف داشتند. اما با رفتن آن مرد نوبت خنده های مستانه با دشمنان و امضای سندهای محرمانه و دوره تحقیر مردم به بهانه معیشت شان آغاز شد تا مشخص شود منظور از انحراف احمدی نژاد چه بوده است!

عجب از مهندسان مکر که همه راه ها را بر دولت راست قامتان به اتهام دروغ «سازشکاری» بستند، و امروز در برابر اظهار عجز مداوم دولت نورسیده و فریاد های ما نمی توانیمش، شبانه روزشان به توجیه و حمل بر صحت می گذرد!

اکنون تنها افتخار و دلخوشی ما این است که می توانیم به آن مرد بگوییم: «تنها تو زخم نخورده ای از واعظان شهر، ما نیز در ردیف شهیدان تهمتیم.» و بدون ترس از اتهام بهایی گری یا عضویت در انجمن حجتیه آن هم به صورت همزمان! در آشکار و نهان دعای فرج بخوانیم.

به یاد مردان بی تکراری که