استراحت بین دو نیمه

دولت بهار: مطلب زیر در ارتباط با جبهه بندی های سیاسی موجود و در مقایسه با احمدی نژاد است و اساسا این مطلب که کدام یک گفتمانی برای نظام شیعی و جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

البته در مطالب آمده که گفتمان احمدی نژاد همان گفتمان مربوط به گفتمان رهبری است. بی هیچ شکی این بدان معنا نیست که رهبری مهر تأیید بر تک تک نظرات و کارهای این دولت زده بلکه به این معناست که جهت گیری کلی آن در راسته خواسته های رهبری است. با وجود همه اشکالاتی که می توان در این دولت یافت که به قول حضرت امام هیچ کس حتی از اولیا هم نیست که در او انحرافی نباشد و حضرت مهدی عج است که انشاءالله خواهد آمد و این انحرافات را اصلاح خواهد کرد.

 

 

 

 


دولت بهار/ سید: واقعیت این است که اگر در انتخابات سال 1384 دقت بیشتری شود مشاهده خواهد شد که ایشان در دوره اول کمی پایین تر از 6 میلیون رای داشت. این حدود 6 میلیون نفر از روی شناخت به ایشان رای دادند و در دور دوم مابقی از روی جبر رای نیاوردن هاشمی به او رای دادند. حتی بسیاری از آقایان به اصطلاح اصولگرا و در حقیقت اکثریت آنان به آقای احمدی نژاد رای نداده و از ایشان هم حمایت نکردند و در انتخابات 1388 نیز با اطلاع عرض می کنم که تقریبا نیمی از اصولگراها از ایشان حمایت نکردند. یا سکوت کردند، یا پنهانی از رقیب حمایت کردند و یا آشکارا از رقیب یعنی موسوی حمایت کردند.
احمدی نژاد از همان اول هم شعارهایش و رفتارهایش با طیف جبهه پایداری امروز تفاوت داشت. اما فضای اجتماعی و میزان آگاهی عمومی راجع به گفتمان شیعی ناب فضای یک ذهن روشن و ناب و آماده ی اقدام نبود، به خصوص که جریان برانداز مرموز که با اقدامات در مواردی مخفی و گاهی آشکار در جهت از بین بردن حاکمیت اسلام شیعی تلاش داشته و دارد. تندروهای 78 ، 82 و 88 اصلاحات تنها یک گروه از این جریان مرموز است.
حاکمیت هر گفتمان با یک اصول و باورهایی آغاز می شود و با حفظ و تداوم معنای آن باورها در عرصه عمل است که قدرت حاکمیت این گفتمان حفظ می شود. خوب یک سؤال اصول پذیرفته شده حاکمیت اسلام شیعی چیست که موجب استقرار و تداوم حاکمیت آن باید بشود؟ این اصول چیست و چه تفاوتی با حاکمیت های اسلام گرای برادران اهل تسنن دارد؟ و سؤال آخر ما چه چیزی افزون بر آنان داریم که به خود می بالیم؟
همه به خوب می دانند که در اول هر رساله هر مرجع واقعی شیعه اثنی عشری-که مقصود بنده در همه جای این متن از کلمه شیعه و یا شیعی همین شیعه اثنی عشری و دوازده امامی است- مسئله تقلید مطرح شده و عنوان شده است که تقلید در اصول دین جایز نیست و باید تحقیقی باشد. اصول دین شیعه چیست؟
همه می دانیم که همه مذاهب اسلامی سه اصل توحید و نبوت و معاد را به عنوان اصول دین قبول دارند، اما در مذهب شیعه اثنی عشری دو اصل دیگر نیز در کنار این سه اصل مطرح است که حکم و سنخیت آنان هیچ تفاوتی با سه اصل قبلی ندارد و تنها تفاوت این دو اصل این است که در مذاهب دیگر که مذاهب اهل تسنن غالبا می باشند به عنوان اصول دین مطرح نبوده و مقبول اصول دینی آنان نیستند. این دو اصل علاوه بر آن سه اصل 1-توحید 2-نبوت 3- معاد، عبارتند از؛ 4-عدالت و 5-امامت.
این پنج اصل عبارتند از اصول دین شیعه اثنی عشری که باید قبل از هرچیز توسط کسی که خواستار پذیرش دین اسلام به تفسیر شیعه دوازده امامی و یا همان شیعه اثنی عشری است با اختیار و از روی تحقیق و آگاهی و نه تقلید و پیروی مورد قبول واقع شود. حتی کسانی که از روی تبعیت و اینکه پدرش یا مادرش و یا هردو و یا هرکدام از اجدادش طبق مسائل فقهی و یا هر طریق مشروع دیگر ادعای شیعه بودن داشته باشد باید این اصول را با همان اختیار و آگاهی علمی و تحقیقی که عرض شد بپذیرد و پس از این پذیرش آزادانه ی آگاهانه، در مسائل دیگر آن وارد شود و پیروی یا بحث و دفاع و یا هر عمل دیگر را با عنوان یک فرد شیعه دوازده امامی انجام دهد.
خوب مذهب رسمی کشور از دوران صفوی همین مذهب شیعه ذکر شده می باشد. گروه های سیاسی پس از انقلاب هم که چهارچوب این مذهب را پذیرفته اند تماما مادامی که در داخل نظام تعریف می شدند ادعایشان همین پذیرش این مذهب بوده است.
در تمام مذاهب اسلامی و گروهای سیاسی دینی و غیر دینی یک اصل پذیرفته شده مشترک وجود دارد که هر گروهی تمام اقداماتش باید در جهت اصول پذیرفته شده آن گروه باشد و تضادی با آن نداشته باشد. این یک اصل مشترک در بین تمام احزاب و ملل دنیاست و در واقع گروه یا مذهب یا فرقه ای که جهت گیری کلی اقداماتش در این راستا نباشد دچار انحراف از اصول تعریف شده خود شده است.
اصول پذیرفته شده قانون اساسی ما هم که همین اصول مذهب شیعه دوازده امامی می باشد. اگر گروه های راست و چپ و یا اصولگرا و یا اصلاح طلب عملی و یا اقدامی در تضاد و یا تقابل با این هدف انجام دهند در اینصورت است که دچار انحراف شده اند. در مورد دولت احمدی نژاد باید دید که اولا آیا در راستای این اهداف شروع به فعالیت کرده و پس از آن در همین راستا باقی مانده که سلامت هویت خود را حفظ کند و یا دچار انحراف از این اصول شده است که آن را منحرف بنامیم؟ با این مبناست که تمام ادعاها قابل راستی آزمایی می شود.
همه سیاسیون به خوبی می دانند که دولت احمدی نژاد با اعلام شعار عدالت و مبارزه با فساد بر سرکار آمد و در تقریبا تمام عرصه ها و دیدارهای داخلی و خارجی و به خصوص در عرصه بین المللی یاد و نام و ذکر امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف- و سایر اهل بیت-علیهم السلام اجمعین- را با افتخار تمام و به طور واضح و بی هیچ ابهمی بر زبان آورده است. پس این دولت از همان روز اول و حتی از قبل چه در شهرداری تهران سال 82 و چه در مبارزات انتخاباتی 84 این اصول را پذیرا بوده است و اعتراف به پذیرش را به طور داوطلبانه و با اختیار و آگاهی انجام داده است. اما سه نکته مهم وجود دارد و آن اینکه اولا آیا این دولت تا آخر بر سر دفاع از این اصول که همان اصول نظام و انقلاب و جمهوری اسلامی است باقی مانده است و به آن ها افتخار کرده است؟ ثانیا طرفداران این دولت و حامیان آن هم این اصول را آنچنانی که شرح مختصری رفت پذیرفته بوده اند و یا نه؟ و ثالثا آیا سایر جناح های سیاسی در قبال این دولت، چه آن هایی که جدای از دولت بوده اند و دولت احمدی نژاد احمیتی برای آنان نداشته و چه آنانی که در تقابل و تضاد با این دولت بوده اند، این اصول نظام را پذیرفته اند و در صورت پذیرفتن در راستای آن اصول و ارزش ها حرکت کرده اند یا خیر در تقابل با آن بوده اند و یا جدای از آن و یا در تضاد با آن عمل کرده اند؟
این سه سؤال و پاسخ به آن است که همه مسائل و چهره های احزاب و افراد را در قبال دولت احمدی نژاد، نظام و مذهب شیعه مشخص می کند.
1-در پاسخ به سؤال اول باید چند نکته ارائه و به آن ها اشاره شود. نکته اول اینکه رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای-مد ظله العالی- و حرف های ایشان مورد قبول تمام گروهای سیاسی حاضر و تعریف شده در درون نظام می باشد و آن ها به کرات در تمام رسانه ها به این نکته اشاره داشته اند که آیت الله خامنه ای- مد ظله العالی- بی هیچ انحرافی راه حضرت امام خمینی-قدس سره- را که همان راه انقلاب است ادامه داده اند و تا امروز هم همین طور بوده و هست. ثانیا راه اما مساوی همان راه اسلام ناب شیعه دوازده امامی است و هدف غایی آن پیوند انقلاب و نظام به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر امام زمان و امام دوازدهم امام شیعیان دوازده امامی امام حجة بن الحسن العسکری عج و تحویل کشور و انقلاب و نظام به ایشان می باشد که این در اصول اول قانون اساسی هم ذکر شده که قانون اساسی جمهوری اسلامی در همه جا قابل دسترس می باشد. و در آن ذکر شده که در زمان غیبت حضرت ولی عصر عج زمامدار ولی فقیه است و پس از ظهور هم که این نظام متعلق به حضرت ولی عصر عج می باشد. نکته سوم که از مقدمه دو نکته اول نتیجه می شود بیانات صریح و در دسترس عموم حضرت آیت الله خامنه ای-مد ظله- است که در موارد و مقاطع مختلف و بسیاری مکرراً بیان کرده اند که راه و جهت گیری کلی دولت دکتر محمود احمدی نژاد صحیح و درست است و در راستای ارزش ها و اصول انقلاب و نظام بوده است. مهمترین آن ها صحبت ایشان در تاریخ 23 تیر 1392 و بیست و یک روز قبل از پایان کار دولت دکتر احمدی نژاد است که ایشان صریحا عنوان کردند که مکررا بیان کرده اند که در طول هشت ساله دولت دکتر احمدی نژاد این دولت بحمدالله توانست شعارهای انقلاب را سردست بگیرد و به آن ها افتخار بکند و آن ها را در جامعه مطرح بکند. در مقاطع مختلف و مجامع بین المللی ابراز شرم از روش ها و انگیزه های انقلابی نکند. شیوه ها و روش های انقلابی را به کار بگیرد. شعارهای به کم رنگ شده ی انقلاب را دوباره مطرح و پررنگ کند و ... که در سایت KHAMENEI.IR موجود است. من به همین مقدار بسنده می کنم و مشاهده می شود که این دولت از ارزش انقلاب و اهداف آن و اصول آن منحرف نشده و این ادعا ادعایی کذب بیشتر نیست. این نکته را هم عرض کنم که جمله مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی هم بیش از شصت روز قبل از این سخنان رهبری معظم آیت الله خامنه ای بوده است و آقای مشایی هم از همان سال 84 از مدیران ارشد دولت احمدی نژاد بوده و ایشان هم منحرف نشده اند و توصیه مخفی رهبری به احمدی نژاد هم یک توصیه بوده و نه دستور که در مباحثی می توان صحت این ادعا را اثبات کرد، لکن جایش این جا نیست.
در مورد سؤال دوم ابتدا این نکته را عرض می کنم که حضرت امام-قدس سره- در می فرمایند که در صحیفه امام هم هست که؛
و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای اینکه اگر چنانچه موفق شدیم ان‏شاءالله‏ به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاههایی که الآن به کار گرفته شده‏اند در کشور ما ـ و امیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند ـ باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی ـ سلام‏الله‏ علیه.
نکته بعد این است که ما در پاسخ سؤال اول اثبات کردیم که دولت احمدی نژاد در راستای ارزش های نظام و انقلاب و پایبند به اصول نظام بوده و هرگز منحرف نشده است.
نکته سوم این است که بنا به قواعد عقلی هیچ منحرفی و مخالفی نمی گوید که حق با کسی است که من با او مخالفم و عرصه مخالفت و عناد را وا نمی گذارد و ترک نمی کند. به قولی که ضرب المثلی معروف هم هست کافر همه را به کیش خود پندارد و کسی که درست نمی فهمد چون گمان می کند که درست می فهمد فکر می کند که مخالف او که در حقیقت درست فهمیده، اون مخالف نمی فهمد.
اما در عمل می بینیم که همراهان دیروز احمدی نژاد و مخالفان امروزش که در صدر آن ها جبهه پایداری قرار دارد هیچگونه نظام سازی و تئوری حکومتی در آن وجود ندارد که به عنوان برنامه و اساس کار ارائه شده باشد و به قولی گفتمان مشخصی ندارد و علی رغم آنکه ادعا می کنند که گفتمان انقلاب اسلامی ازآن آن ها است عملا هیچگونه نظام سازی در آن ها وجود ندارد. شما ببینید گفتارهای اشخاص نظریه پرداز در نظام و استراتژیست ها مثل دکتر رحیم پور ازغدی، مثل دکتر حسن عباسی که اعلام می کنند که حوزه ما امروز منفعل است و این حوزه امروز و حال و حاضر ما قدرت و توان نظام سازی ندارد. رهبر انقلاب هم که بارها و بارها به خطر منزوی شدن حوزه در صورت عدم تحول در آن اشاره کرده اند.
برادران و خواهران حقیقت این است که در شرایطی که جهان در پیچ حساس گذر از جهان نظام سلطه به دورانی نو است که پس از جهان دوقطبی شرق و غرب این جهان نظام سلطه غرب ایجاد شده بود حوزه علمیه در اجرای رسالت خود که نظام سازی و آماده سازی برای ظهور است دچار یک انفعال بزرگی است و در این شرایط حساس یک فرد غیر روحانی با تیم غیر روحانی جور این کمبود را کشیده و درحالی که معاندین داخلی آماده گام های نهایی براندازی نظام می شدند خورشید دولت عدالت محور احمدی نژاد با معرفی عدالت و امامت به عنوان حوزه کار و گفتمان خود و هدف نهایی بازگشت به توحید از مشرق آرزوهای علاقه مندان نظام طلوع می کند. عزیزان این را بدانید که اگر احمدی نژاد با بصیرت و اقدام به موقع خود در سال 1384 وارد عرصه انتخابات نمی شد و این گفتمان را مطرح نمی کرد، امروز این نظام خدای ناکرده یا برافتاده بود و یا دچار انحرافاتی بزرگ شده و خسارت عظیمی به جای مانده بود.
مخالفان جاهل داخلی هرگز نفهمیده اند که در برابر چه رسالت و مسئولیتی ایستادند. هنوز تن بسیاری از افراد که از منازعه سیاسی 4 ساله پس از 88 با شکست در انتخابات 92 خارج شده اند گرم است و نفهمیده اند که چه فرصتی را به حاشیه رانده اند.
خوب شما می بینید که در این انتخابات شعار اعتدال به جای عدالت که آن هم در مقابل تندروی تعریف شد رأی آورد و مردم نشان دادند که دیدشان از کسانی که ادعا کردند که گفتمان انقلاب و امام ره را در انتخابات 1392 دارند چیست و با چه نگاهی آنان را شناخته اند. این خطر بزرگی است اگر رفع ابهام از تعریف غلط و گاها ناقص آنان از گفتمان امام و انقلاب نشود. خوب رهبری در مورد اختلاف آقایان هاشمی و احمدی نژاد فرمودند که؛ البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است. این نظراتی که آقای احمدی نژاد در 4 سال بعد تا سال 92 ارائه دادند با توجه به تأیید رهبر بر عدم انحراف ایشان تا آخر همان نظرات نزدیک تر به رهبری در عرصه مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی مثل هدفمندی یارانه ها و فرهنگی مثل حجاب، ایران و ... بود که دیدیم که چقدر آن آقایانی که در مجلس بودند یا در جاهای دیگر و امروز می بینیم که یکی یکی نزدیک یا طرفدار هاشمی از آب در می آیند جلوی اجرای درست این نظرات نزدیک تر به نظرات رهبری را گرفتند. خوب شما جای ما یک انسان عاقل درکش از این صحنه چه خواهد بود؟ غیر از رویه منافقانه ای که در کشور وجود دارد و اجازه نفس کشیدن و رشد درست را به انقلاب نمی دهد.
این خلاصه کلام بنده راجع به موافقان دیروز و مخالفان امروز است که در باب دولت احمدی نژاد چون بصیرت و معرفت کافی نداشتند، لهذا در آزمون های همراهی ایشان که همان همراهی و اطاعت از رهبری در نظام سلسله مراتبی ولایت می باشد سربلند نشدند مردود شدند که امیر المؤمنین فرمودند که؛
وَ قَد فُتِحَ بَابُ اَلحَربِ بَینَکُم وَ بَینَ أَهلِ اَلقِبلَةِ وَ لاَ یَحمِلُ هَذَا اَلعَلَمَ إِلا أَهلُ اَلبَصَرِ وَ اَلصبرِ وَ اَلعِلمِ بِمَوَاضِعِ اَلحَق فَامضُوا لِمَا تُؤمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِندَ مَا تُنهَونَ عَنهُ وَ لاَ تَعجَلُوا فِی أَمرٍ حَتى تَتَبَینُوا
بدون صبر و بصیرت و علم به موضع های حق اهل حق و ملکه تقوی مثل اجتناب از قول به غیر علم پیروزی در این قبیل آزمون ها امکان ندارد همچنانیکه مشاهده کردید.
در قبال گروه سوم هم باید به چند نکته توجه کرد؛
مهمتر از همه اینکه کسانی که بیش از همه امروز از دولت احمدی نژاد متنفرند آن هایی هستند که همواره یا با شکل نظام حاضر و ولایت فقیه مخالف بوده اند و حتی در گذشته در مقابل آن هم قد علم کرده اند و یا به انتقادات فراوان و سنگ اندازانه در تقریبا تمام دوران مسئولیت آیت الله خامنه ای اقدام کرده اند. شبهه انداخته اند، توهین کرده اند، به انواع اختلاف دامن زده اند مثل تندروهای اصلاحات که دیروز وزیر ارشاد بوده و امروز ضد انقلاب لندن نشین. در دیگر گروه ها هم اصولگرایان تندرویی بوده اند که مسئولیت نگرفته اند و با اشارات فراوان دلخوری خود را ابراز کرده اند تا آنجا که در انتخابات 88 با وجود مشاهده وضع اسفناک اردوگاه موسوی و اظهارات او در ایام تبلیغات و قبل از آن به حمایت آشکار و نهان از موسوی نماینده اصلاحات پرداخته و حتی از محسن رضایی هم حاضر نمی شوند حمایت کنند. گروه سوم احزاب موسوم به میانه هستند که پس از سال 84 و مشاهده ریزش هواداران برای تقویت جبهه خود چاره ای جز اتحاد استراتژیک کاری با اصلاح طلبان نمی بینند و اینچنین می شود که میانه های موسوم به لیبرال ها به خیل اصلاح طلبان می پیوندند.
حتی با یک دید می توان گروه پایداری را هم اینچنین دسته بندی کرد که هنوز اندک امیدی داشتند که احمدی نژاد همچون سال 84 و پس از آن با آنان مدارا کند و مواضع ایشان را هم به کار ببندد. اما با انتصاب رحیم مشایی به معاون اولی احمدی نژاد جوابی محکم به آنان می دهد اینچنین می شود که آنان رسما از احمدی نژاد جدا می شوند در حالی که تنها به اتحاد استراتژیک با احمدی نژاد و استفاده از او می اندیشیدند و نه یکی بودن با او. پس از نامه رهبری هم گرچه احمدی نژاد ضربه بزرگی با آن پروژه ای که امثال احمد توکلی و بازیگر اصلی ابوترابی فرد روی قضیه نامه خصوصی رهبری با افشای آن کلید زدند، دید اما با انتصاب رحیمی به معاون اولی نشان داد که این بار از امتیاز خبری نیست، چراکه احمدی نژاد به عنوان چهره ای بزرگ در سیاست تثبیت شده و حذف آن عملا غیر ممکن است. به خصوص که نظام ما ولی فقیه دارد و ایشان مانع چنین اموری هستند. حقیقت تلخ این است که احمدی نژاد اگر در سال 1384 امتیازاتی نمی داد هرگز امثال او و مشایی فرصت بیان دیدگاه ها و پی ریزی گفتمان خود را که گفتمان انقلاب بود نمی یافتند و کار ابتر می ماند. به هر ترتیب واقعیت حادث شده اینگونه بوده و این هم از مقدرات و مکرهای الهی است که مطمئنا ما به طور کامل نمی فهمیم برای چیست!
آنچه به طور مشخص از اردوگاه مخالفان احمدی نژاد به خصوص با روی آمدن کسانی که مذاکره و راحتی از مشکلات متصورتر و ملموس تر را بر مقاومت و اعتماد به وعده الهی نیازمند صبر و مشقت بیشتر ترجیح می دهند، فهمیده می شود و واضح است که آنان هیچگونه گفتمان و برنامه عملی در مورد عدالت عملی برای همه و مورد نظر اسلام و همچنین مقدمه چینی برای ظهور منجی مهدی موعود عج ارائه نکرده اند و در مجامع بین المللی از ایشان و حیاتشان و آمدنشان حرفی نزده اند و به جای تعامل بیشتر با هم پیمانان این گفتمان، دنبال تعامل با جامعه به اصطلاح جهانی و دشمنان حضرت با بهانه کاهش تحریم ها هستند درحالی که مشکل آمریکا با ما در اصل وجود گفتمان آن بزرگوار در نظام و کشور است. آمریکا با ما مشکل دارد، با امام زمان عج است که مشکل دارد، چراکه حضرت بساط ایشان را جمع خواهد کرد.
در جمع بندی پایانی باید اشاره کنم که گفتمان احمدی نژاد نزدیک ترین گفتمان به مسئله ظهور در بین گفتمان های سیاسی موجود است و اعمال احمدی نژاد هم مؤثرترین روش ها. جامعه آمادگی کامل نداشت پس در بین دو نیمه یک استراحتی لازم بود اما از شروع نیمه دوم گریزی نیست و به فضل الهی کسی هم نمی تواند مانع شروع آن بشود. مردم به زودی متوجه خواهند شد که دولت تدبیر و امید برای بیرون کردن احمدی نژاد از عرصه دولت تدبیر داشت ولی نمی تواند مانع استکبار آمریکا باشد.
اساسا دولتی که موازنه قدرت و برتری آمریکا را قبول کند نمی تواند که تزلزلی در آمریکا و استکبار جهانی به وجود بیاورد. باید أَشِداءُ عَلَی الکُفار وَ رُحَمَاءُ بَینَهُم بود تا تغییر ایجاد کرد و نه برعکس آن.
با این حال برای دولت آقای روحانی دعا می کنم که موفق شود، چون برای بنده مهمتر از احمدی نژاد نظام و موفقیت آن است و نه موفقیت و حب و بغض شخصی.
أللهُم عَجل لِوَلِیکَ الفَرَجَ وَالعَافِیَةَ وَالنصر وَاجعَلنَا مِن أَنصَارِهِ و أَعوَانِهِ وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیهِ وَالفَائِزینَ بِلِقَائِهِ الشریفِ