احمدی نژاد،

مالک اشتر علی

احمدی نژاد، مالک اشتر علی

دولت بهار: آمریکا که خاورمیانه را ازدست رفته می بیند و پایتخت کشورش نیز گرفتار انقلاب وال استریت بود خود را در حال غرق شدن می دید. رئیس جمهور ایران پیشنهاد مناظره را مطرح میکند. البته نه پشت درهای بسته بلکه بصورت علنی، یعنی مناظره مستقیم دو رئیس جمهور. آنها راهی جز پذیرش نداشتند. حداقل می توانستند اینگونه وانمود کنند که ما بالاخره ایران را به میز مذاکره کشاندیم.

 


محمد جوادی

پرده اول برداشت اول

پس چون راه نجات از هر طرف بر معاویه بسته شد و مهلت خود را در چاره جویى اندک دید، فرمان داد هر قرآن که در سپاهیان بوده و هر جزوه و دفتر که صورت مجلد داشت و شبیه به قرآن مى نمود بر سر نیزه ها نموده و قرآنی را که از مسجد دمشق آورده بودند و بسیار حجیم بود پیشاپیش دیگر قرآن ها بر سر دست برداشته فریاد برآوردند:
که اى مردم این قرآن خدا و فرقان الله است که بهترین نزدیک کننده و نیک ترین جداکننده مى باشد و تا این کتاب در میان ماست چگونه دو سپاه مسلمان باید به روى هم تیغ بکشند وبیایید تا کار خود را به حکمیت واگذار کنیم. به این صورت که معاویه و على هر دو کنار کشیده کار به مردم واگذارند تا خود هر که را خواهند گزیده اختیار بکنند. و گفتند اى گروه مسلمانان بترسید از خدا و رحم کنید بر زنان و کودکان ما و شما و این نه ما دشمنان خداییم که به جدالمان آمده اید. چون این سخنان به على ع آوردند. سر فرا داشته گفت:
خداوندا تو خود بهتر دانى که معاویه این کار به خدعه آورده نظر به دین نمى دارد و هم تو خود داناى کلى که این مردم اغوا شده سخن ناحق بر حق ترجیح مى نهند.
و ناچار امیرالمومنین ابن هانى را مامور ساخته فرمود:
برو و مالک اشتر را بگوى تا جنگ را فرو گذارد.
ابن هانی هنگامیکه مالک اشتر را دید، این پیام رسانید که اعظم سپاه شام پشت به میدان و رو به بیابان فرار مى کردند و چون مالک اشتر فرمان على شنید و گفت اى ابن هانی خدمت على برو و از من سلام رسانیده بگوى یک ساعت دیگر مرا به خود گذار تا با پرچم پیروزى به نزد تو بیایم و به نیکویى ملاحظه کنى که چگونه پشت دشمن دو تا شده میدان به ما مى گذارد و نسیم پیروزى چشم و دل مردم ما معطر مى دارد که ابن هانی با این درخواست بازگشته جریان به عرض رسانید، در این هنگام عبدالله پسر عمر و عاص از جانب معاویه به جانب سپاه على ع آمده گفت اى اهل عراق ما شما را به کتاب خدا مى خوانیم و شما از آن سر باز مى زنید، به خدا که اگر این جنگ براى دین بود حق آن ادا کردیم و اگر براى دنیا بود داد آن بدادیم و کم مانده که اگر روزى دیگر بر ما گذرد همین قلیل از کثیر که مانده اند هم نخواهند ماند و شما را سوگند به خدا مى دهم که دست از جنگ کشیده کار به قرآن بسپارید و هم با سخنان پسر عمر و عاص بود که خوارج شمشیرها از نیام کشیده گفتند یا على! ما ترا گفتیم اشتر را فرمان کن تا دست از جنگ کشیده به جانب ما بیاید و تو فرمان تشدید محاربه اش گویى!
على فرمود مگر من جز در پیش روى شما ابن هانی را فرمان فرستادم. ناچار دوباره ابن هانی برگشته مالک را دستور موکد رسانید و چندان که اشتر گفت اى ابن هانی آخر این چه جاى دست از مقاتله کشیدن است در حالى که همه روى ظفر به جانب ما بازگشته پشت دشمن را به فرار مشاهده مى کنیم. ابن هانی گفت آیا رضا باشى که چون ظفرمند بازگردى على را کشته باشند؟!
مالک اشتر جواب داد سبحان الله که قسم به خدا اگر همه ى عالم به من دهند و بخواهند تا من على را نبینم و در مفارقت او باشم نمى خواهم و گفت همه ى این فتنه ها از قرآن برداشتن ها بلند شده است و آنهایى که این خدعه پذیرفته اند جز نادانان نمى باشند و سوگند به خدا که من نتیجه ى این شعبده مى دانستم. ناگزیر شمشیر به غلاف فرو برده دل آزرده و ناچار بازگشته خود به على رسانید و بسا کلمات سنگین که خوارج را آورده بر بى وفاییشان منسوب ساخته کم ماند که میان اشتر و ایشان کار به جدال بینجامد که على به میان آمده غائله شان خاموش گردانید. برگرفته از کتاب علی مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی

پرده اول برداشت دوم

پس از انتخابات سال 88، استکبار جهانی به کمک دوستان داخلیش پس از هفت ماه جنگ سخت و نفس گیر نتوانستند براندازی کنند. مردم پیروزمندانه در نهم دی به خیابانها ریختند و فریاد برائت از سران فتنه و اربابشان امریکا سر دادند. سران فتنه خود را در آستانه شکستی مفتضحانه می دیدند.
شش ماه قبل از این دکتر احمدی نژاد معاون اولش را انتخاب میکند. برخی نزد علی زمان می روند و ... نامه ای در رسانه ها منتشر می شود به رئیس جمهور تکلیف می شود تا بخاطر مصالحی از این تصمیم صرفنظر کند. رئیس جمهور به معاون اولش میگوید صبر کن من در آستانه یکسره کردن کار دشمن هستم، باید با علی زمان صحبت کنم... پس از چند روز مشخص می شود که تصمیم قطعی است رئیس جمهور به تکلیفش عمل میکند. اما... از آن روز منحرف نامیده می شود.
سال آخری است که رئیس جمهور به سازمان ملل سفر میکند. هفت سخنرانی قبلی او سپاه دشمن را به عقب رانده بود. پس از سخنرانی ششم ، بیداری اسلامی در کشورهای عربی اتفاق افتاد و یک به یک سنگرهای دشمن در حال فروریختن بود. در تونس، مصر و لیبی مردم به پیروزی رسیده و در یمن و بحرین در آستانه پیروزی قرار داشتند. بعد از سخنرانی هفتم هم خود مردم آمریکا بیدار شده بودند و پیام بیداری انسانی رئیس جمهور ایران را دریافت کرده بودند. دشمن در بد مخمسه ای گرفتار شده بود. مالک اشتر علی می رفت تا با مناظره مستقیم با سرکرده ابرقدرتها، کار استکبار را یکسره کند.
آمریکا که خاورمیانه را ازدست رفته می بیند و پایتخت کشورش نیز گرفتار انقلاب وال استریت بود خود را در حال غرق شدن می دید. رئیس جمهور ایران پیشنهاد مناظره را مطرح میکند. البته نه پشت درهای بسته بلکه بصورت علنی، یعنی مناظره مستقیم دو رئیس جمهور. آنها راهی جز پذیرش نداشتند. حداقل می توانستند اینگونه وانمود کنند که ما بالاخره ایران را به میز مذاکره کشاندیم و شاید از این مناظره میوه ای برای خود برمیچیدند. در حالیکه خود میدانستند میدان مناظره و مذاکره با هم خیلی تفاوت دارد. ساده لوحان داخلی دست به کار می شوند و تعداد همراهان رئیس جمهور را بهانه کرده و سوال از رئیس جمهور را در مجلس مطرح میکنند. رئیس جمهور در حال سخنرانی در سازمان ملل است که مشاورش در تهران دستگیر و روانه زندان میشود. سردار بصیرت در سرمقاله خود مناظره دو رئیس جمهور را مذاکره نامیده و آن را باطل دانسته و رئیس جمهور را هیچکاره میخواند. آمریکا که می بیند رئیس جمهور ایران از داخل حمایت نمی شود خوشحال شده و زیر بار مناظره نمی رود. رئیس جمهور ایران برخلاف هفت سفر قبلی باید پاسخگوی تعداد همراهان خود در سفر آخر باشد.
رئیس جمهور از سفر نیویورک بازگشت و برای بار دوم سوال از رئیس جمهور در مجلس مطرح شد ولی به دستور رهبری این سوال از دستور کار مجلس خارج می شود.

پرده دوم برداشت اول

معاویه که زمانی خود را در آستانه هلاکت می دید و با خدعه قرآن بر نیزه نهادن و حکمیت توانسته بود بر قدرت تکیه بزند، این بار با حماقت خوارج خبر شهادت علی به او رسیده و از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد.
خوارجی که نقشه داشتند هم علی و هم معاویه و هم عمر وعاص را از صحنه خارج کنند تنها علی را به شهادت می رسانند. علی چشم از جهان گشوده بود و معاویه نیز مقصر نبود بلکه خوارج دست به این جنایت زده بودند. ملت اسلام به دامان امام حسن پناه می برند. و معاویه برای اینکه ضربه آخر را وارد کند سپاهش را روانه عراق میکند. امام دستور تجهیز سپاهیان را صادر کرده و خود رهسپار میدان جنگ با معاویه می شود. سپاهیان امام حسن درحال پیشروی به سمت دشمن هستند. معاویه اینبار یک به یک با سرداران سپاه امام حسن دیدار کرده و آنها را خریداری میکند. ابن عباس سردار بزرگ سپاه امام حسن نیز تسلیم می شود. پیشنهاد صلح داده می شود. سرداران سپاه امام، از این پیشنهاد استقبال میکنند و آن را تنها را ممکن میدانند. شرایط طوری می شود که امام برای افشای معاویه تن به صلح می دهد. صلح نامه بین معاویه و امام حسن تهیه و به امضای طرفین می رسد. شیعیان واقعی ناراحت و مغموم بوده و یاد و خاطره فتوحات زمان علی علیه السلام را برای هم یادآوری میکنند.

پرده دوم برداشت دوم

احمدی نژاد از قدرت کنار گذاشته شد. آمریکا که قبلا خود را در آستانه شکست می دید اکنون از شر احمدی نژاد راحت شده و توانسته بود انقلاب مردم مصر و لیبی و تونس را به مسیر دلخواه خود تغییر دهد. انقلاب بحرین و یمن نیز سرکوب شده است. خدعه امریکا در سوریه نیز مقاومت را تحت فشار شدید قرار داده است. خلاصه اینکه میدان مبارزه تغییر کرده است.
احمدی نژاد خود و کاندیدای مورد اعتمادش منحرف و از دور خارج شدند. برخی که میخواستند هم کاندیدای احمدی نژاد و هم کاندیدای اصلاح طلبان یعنی هاشمی رفسنجانی، روحانی و عارف را رد صلاحیت کنند و به خیال خودشان از دست هر دو طرف ماجرا راحت شده و کار را به دست اصولگرایان بدهند، موفق به ردصلاحیت دو تن از اصلاح طلبان نشده و دوتن از آنها پا به میدان انتخابات می گذرند. یکی به نفع دیگری کنار رفته و اصلاح طلبان پیروز انتخابات ایران میشوند و هاشمی رفسنجانی پس از هشت سال خوشحال و خندان در رسانه ها دیده می شود. وزارت امور خارجه مسوول مذاکره با پنج به علاوه یک می شود. هاشمی رفسنجانی از لزوم کوتاه آمدن در مقابل غرب می گوید. همه جناحها صحبت از مذاکره با آمریکا و کوتاه آمدن در قضیه هسته ای میکنند. رهبری انقلاب در سخنان خود آمریکا را غیر قابل اعتماد خوانده و با این حال از نرمش قهرمانانه سخن میگویند.
در دو دوره مذاکره بالاخره ایران و پنج کشور غربی و به ریاست امریکا ایران را مجبور به قبول و امضای معاهده ژنو میکنند. رئیس جمهور به رهبری نامه نوشته و این تفاهم نامه را به ایشان تبریک می گویند. رهبری هم در پاسخ به آنچه مرقوم نمودند از زحمات ایشان تشکر می نماید. مردم دیگر احساس عزت قبلی را ندارند و برخی نمایندگان و سیاسیون نسبت به معاهده ژنو اعتراض میکنند. هاشمی رفسنجانی می گوید برخی تندروها میخواهند دستاورد ژنو را زیر سوال ببرند در حالیکه ما هیچ امتیازی ندادیم. مردم میدانند ما حداقل قبول کرده ایم که غنی سازی بیست درصد که نتیجه مقاومت احمدی نژاد در مقابل جبهه استکبار بود را متوقف کنیم. مردم یاد و خاطره مقاومت احمدی نژاد و عزت زمان او را برای همدیگر یادآوری میکنند.

پرده سوم برداشت اول

معاویه به صلح نامه با امام حسن عمل نکرده و همه مفاد آن را زیر پا می گذارد و یزید را بر مسند خلافت می نشاند. امام حسین به دعوت کوفیان برای تشکیل حکومت رهسپار عراق می شود...
سپاهیان امام حسین علیه السلام در شب عاشورا گرد او جمع شدند. امام فرمودند من بیعت از شما برمی دارم. هرکس میخواهد برود. هفتاد و دو تن از یاران با وفایش برعهد خود با امامشان می مانند. روز عاشورا فرا می رسد. یاران امام یک به یک به میدان می روند و همگی به شهادت می رسند. نوبت به امام مظلوم شیعیان می رسد. امام به شهادت می رسد. شیعیان هنوز در حسرت آن روز هستند که مالک اشتر در پس خیمه معاویه باخدعه او و با حماقت و کمک خوارج دست از جنگ کشید و میدان پیروزی را با شکست عوض کرد.

پرده سوم برداشت آخر

امام خمینی ره : من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده ی میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ص و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی:، می باشند. ...
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد.
مردم ما بیدار و هوشیارند و البته نخواهند گذاشت که این کشور به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
خدایا به همه خوبان قسمت می دهیم در ظهور منجی عالم تعجیل بفرما ان شاء الله