اصلاح طلبان و برخورد دوگانه با میمون، کارت زرد، انتخابات و ...

دولت بهار: احمدی نژاد حق ندارد مدیر یک سازمان زیرنظر دولت مثل سازمان تامین اجتماعی را تعیین کند و اصلاح‌طلبان با همراهی اصولگرایان به هزاران بهانه واهی مثل مدرک تحصیلی غیر مرتبط (حقوق)، این اقدام احمدی‌نژاد را زیر سوال بردند ولی خود یک فارغ‌التحصیل ادبیات را به ریاست این سازمان گمارده و نسبت به اعتراض مجلس به تعیین معاونان وزیر علوم، عکس‌العمل نشان می‌دهندکه مجلس حق ندارد در کار عزل و نصبهای دولت دخالت کند.

 


دولت بهار - محمد جوادی/ چند روزی است که از انتشار خبر پرتاب موجود زنده به فضا با تلاش دانشمندان کشورمان می‌گذرد، ولی در کمال تعجب اصلاح‌طلبان در خصوص این اقدام عکس‌العمل منفی نشان ندادند. تنها دلیلی که می‌توان برای آن یافت این است که این اتفاق در زمان دولت آنها صورت گرفته و براساس منطق نانوشته اصلاح‌طلبان، هر کار خوب و بدی در دوره مدیریت آنها، عالیست و هر کار عالی و منحصر به فرد در دوره مخالف آنها، بد‌ترین کار است.
آنهایی که چندی پیش، هنگامی که همین اتفاق برای اولین بار در تاریخ ایران و با کمک و سرمایه‌گذاری دولت عدالت‌محور صورت گرفت و «پیشگام» مسافر فضا شد، آن را بی‌اهمیت و دروغ نامیدند، امروز به تعریف و تمجید پرداخته یا سکوت اختیار کرده‌اند و خبری از زیر سوال بردن سفر «فرگام» به فضا نیست. حتی شبکه‌های انگلیسی و امریکایی حامی آنها، از این قاعده مستثنی نیستند. شبکه‌هایی که با شنیدن خبر پرتاب موشک فضایی در دولت قبل با جابجایی عکس‌های موجود زنده سعی در دروغ جلوه‌دادن تلاش جوانان ایرانی داشتند، این بار سکوت کرده و دست به تخریب نزدند.
این اخلاق خاص اصلاح‌طلبان که ادعای ادب، فرهیختگی، دموکراسی و شنیدن صدای مخالفشان گوش فلک را کر کرده است به این یک مورد خلاصه نمی‌شود. موارد متعدد دیگری را می‌توان نام برد. بعنوان مثال، آمارهایی که آقای روحانی در گزارش صد روزه، به نقل از بانک مرکزی اعلام کردند، مقایسه تورم در سه ماه ابتدایی مسئولیت دولت تدبیر و امید، هیچیک از بوق‌های آنها، بر خلاف هشت سال گذشته این آمارها را زیر سوال نبرد. گویی درب آسمان باز شده و همه کارمندان دولت، منجمله کارمندان بانک مرکزی همگی تغییر یافته و آمارها دقیق و بی‌نقص شده است. در حالیکه کارمندان همان کارمندان هستند و سیستم آمارگیری نیز همان سیستم قبلی است.
سفرهای احمدی نژاد به استانها، دیدار منظم با مردم و خانواده شهدا و ... پوپولیستی است ولی یک سفر آقای رئیس جمهور دولت اصلاح طلبان بعد از صد روز به یک منطقه زلزله زده با هزینه بسیار زیاد و ده‌ها اسکورت، و دیدار با خانواده شهدا و شرکت در مراسم عزاداری و ... ناشی از تدبیر و کاردانی اوست.
کارت زرد مجلس به وزیر اقتصاد در خصوص صحبتهای رئیس بانک مرکزی نمونه بارز دیگری از رفتار دوگانه آنهاست. وقتی همین اتفاق در دولت احمدی نژاد افتاد و وزیر اقتصاد وقت را بابت عملکرد رئیس بانک مرکزی به مجلس فراخواندند و نه سوال بلکه استیضاحش کردند، خوب بود، ولی وقتی همین برخورد البته نرمترش را با وزیر اصلاح‌طلب می‌کنند خیلی بد است.
احمدی نژاد حق ندارد مدیر یک سازمان زیرنظر دولت مثل سازمان تامین اجتماعی را تعیین کند و اصلاح‌طلبان با همراهی اصولگرایان به هزاران بهانه واهی مثل مدرک تحصیلی غیر مرتبط (حقوق)، این اقدام احمدی‌نژاد را زیر سوال بردند ولی خود یک فارغ‌التحصیل ادبیات را به ریاست این سازمان گمارده و نسبت به اعتراض مجلس به تعیین معاونان وزیر علوم، عکس‌العمل نشان می‌دهندکه مجلس حق ندارد در کار عزل و نصبهای دولت دخالت کند.
و اما بهترین مثال از این دست را می‌توان انتخابات ریاست جمهوری نامید. انتخاباتی که نام هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و یا حسن روحانی از آن خارج شود، سالم‌ترین انتخابات تاریخ ایران است و انتخاباتی که نام احمدی‌نژاد از آن خارج شود، بی‌شک در آن تقلب شده و باید براندازی کرد تا کسی غیر از آنها در مسند قدرت نباشد.
احمدی‌نژاد، دیکتاتور نامیده می‌شود ولی اصلاح‌طلبانی که در دو دولت جنگ، دو دولت سازندگی و دو دولت اصلاحات پیروز انتخابات بودند، بعد از بیست و چهار سال، وقتی مردم به احمدی نژاد رای دادند ادعای تقلب می‌کنند و بازی را بهم می‌زنند و خود را دموکراتیک هم می‌نامند! ادعای تقلب، هم در دوره اول و هم در دوره دوم احمدی‌نژاد صورت گرفت. در دوره اول بدلیل آنکه خودشان انتخابات را برگزار کرده‌ بودند، نتوانستند خیلی روی ادعای تقلب، مانور دهند و این ادعایشان، خریداری پیدا نکرد ولی در دوره دوم نزدیک بود، اخلاق دیکتاتورمآبانه و حس قدرت‌طلبیشان، یک مملکت را نابود کند.
مدعیان اصلاح طلبی از این دست برخوردهای دو گانه بسیار دارند و این خوی زشت دیکتاتوری را به بد‌ترین شکل ممکن به ظهور می‌رسانند. جابجا کردن چند مدیر و وزیر در دولت قبل، دیکتاتوری نیست. دیدید که چه راحت کاندیدای مورد نظر احمدی نژاد، رد صلاحیت شد و او انتخابات را به بهترین نحو ممکن برگزار کرد و برخلاف همه دروغ‌پردازی‌ها، سکان اجرایی دولت را با احترام کامل و بدون زیر سوال بردن انتخابات، به رئیس جمهور منتخب مردم واگذار کرد و با تمام بد‌اخلاقی‌ها در خصوص دانشگاه ایرانیان سکوت اختیار کرده و فعلا دیگر دستی در قدرت ندارد. این فرد دیکتاتور نامیده می‌شود ولی خودشان اهل دموکراسی و فرهیخته!؟
این فضای آرامی که امروز حاکم است نه براساس ادعای آقای روحانی که آن را نتیجه عملکرد خود دانسته، بلکه نتیجه متانت، سکوت و اخلاق اسلامی رئیس و مدیران دولت قبل و البته مردم مظلوم ایران است. احمدی نژاد هیچگاه برای میل شخصی و برخلاف مصالح مردم گامی برنداشته و بر نمی‌دارد و همیشه به فکر مردم بوده است. مردمی‌که در انتخابات اخیر، وعده‌های رنگارنگی مثل ادامه پرداخت یارانه، اضافه شدن یارانه غیر نقدی، کنترل تورم، کوتاه نیامدن از حقوق ملت، افزایش دستمزدها متناسب با افزایش تورم و هزاران وعده دیگر از سوی مدعیان صداقت، شنیدند و امروز صدای ساز عمل نکردن به وعده‌های رئیس دولت تدبیرو امید را با هزاران بهانه مختلف می‌شنوند.
به هر حال ملت شاهد و ناظر اعمال و گفتار مسولین هستند و خود بهترین قضاوت را در این خصوص خواهند داشت.