دولت بهار: سوالی که از آقای هاشمی باید مطرح نمود این است که چگونه است در سال 87 رژیم صهیونیستی و به قول شما اسرائیلی ها موافق رابطه با ایران بوده اند و امروز مخالف شده اند؟


 

دولت بهار/ حسین مهدیزاده نراقی: پس از حضور حجه الاسلام والمسلمین روحانی در سازمان ملل و تماس تلفنی با اوباما و دیدار ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا، به موازات انتقادات نیروهای انقلابی، صدای واحدی از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش می رسید مبنی بر این که " افراطیون در ایران هم نوا با صهیونیست ها گردیده و از نزدیک شدن ایران و آمریکا هراسان و مضطرب شده اند!"
پس از توافق ژنو نیز و به جای پاسخگویی به پرسش های اذهان عمومی جامعه، رئیس جمهور و تیم همراه وی در هر بار با تکرار این کلیشه، فرع را بر اصل ترجیح داده و به نوعی توپ را در زمین طرف مقابل انداختند.
نگاهی به برخی از این مواضع، در تنویر حقایق وافی خواهد بود:
18آبان ماه، هاشمی رفسنجانی می گوید:
«جمله صریح نتانیاهو که با خشم گفته ایران هر چه می خواست از این مذاکرات به دست آورد و غرب چیزی نگرفت، گرچه برای تحریک آنها گفته شده خیلی معنادار است
در اهمیت این سخنان همین بس که قسمتی از آن(با تقطیع!) تیتر یک فردای روزنامه منتسب به جناب آقای هاشمی می گردد:

Description: آقای روحانی؛ شیطان بزرگ آمریکاست نه رژیم صهیونیستی!


افراطیون با بوق های در اختیار، فضا را بی آنکه خود بخواهند، به نفع صهیونیست ها آلوده می کنند: هاشمی رفسنجانی13آذر92
« به نظر من رژیم صهیونیستی مخالف اول هرگونه توافق با ایران است. من از نزدیک شاهد هستم که این رژیم برای ممانعت از پیشرفت مذاکرات دست به هر حرکتی زده است
اینها ترفندهای رسانه ای است که توسط صهیونیست ها یا مستقیما و یا توسط رسانه های وابسته آنها پیگیری می شود . به نظر من نباید با خط انها همسو شویم و به اهمیت مذاکرات شک کنیم: « عراقچی عضو تیم مذاکره کننده ایران؛3آذر1392»
«مخالفت‌های افراطیون با روش‌های معتدلانه رییس‌جمهور در عرصه دیپلماسی، هماهنگی آن‌ها با رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد.» عباس کریمی اصفهانی فعال سیاسی اصولگرا
در این جا ذکر چند نکته ضروری می نماید:
1-درسال 88 همراهی با صهیونیستها از سوی جناب آقای میرحسین موسوی و برخی نزدیکان آقای هاشمی معنا دار نبوده است؟
اگر معنادار بوده است پس اصرار این روزهای آقای هاشمی مبنی بر رفع حصر سران فتنه با ادبیات « سوء تفاهم های(سوء تفاهم و نه فتنه!) سال88 ! را باید رفع کرد و...» بر اساس کدام مبناست؟ و اگر معنا دار نبوده است، چگونه امروز مواضع نتانیاهو، معیار صداقت طرف ایرانی در مذاکرات ژنو خواهد بود؟
2- اصرار آقای روحانی  بر همراه دانستن منتقدین دلسوز داخلی با صهیونیست ها چه نسبتی با شعار         « جامعه آزاد و فضای غیر امنیتی در حوزه سیاست و فرهنگ » که دائما توسط ایشان به کار می رود دارد؟
آیا می توان دائما بر طبل فضای آزاد کوبید و در تلویزیون مدعی شد ممنوع القلم ها سریع القلم شده اند و لیکن در برخورد با منتقدین، اینگونه عمل نمود؟
3- به نظر می رسد که بزرگنمایی از مواضع صهیونیست ها و تلاش برای معیار حق و باطل قراردادن مواضع آنان به دو دلیل باشد:
اول: تجربه سال88 و اینکه درست در لحظاتی که می رفت تا وضعیت به سود فتنه گران به پایان رسد، با اعلام حمایت پرز و نتانیاهو از جنبش سبز، شاهد ریزش شدید مردمی در بین بدنه مردمی وابسته به آنان بودیم و آیا این بار جبهه باطل از این موضوع درس عبرت نخواهد گرفت؟
دوم: تلاش برای شیطان بزرگ سازی از اسرائیل و نتیجتا منسی شدن دشمنی با آمریکا!
چه آنکه در سال 88 همین ترفند در مورد شیطان بزرگ سازی از روسیه به در بسته خورده بود و امروز در فتنه ای بزرگ تر از سال 88، کوشیده می شود تا دشمنی با آمریکا به هر نحو و با طرح مسائل فرعی به چالش کشیده شود.
امام خمینی ره در این مورد می فرمایند:
«خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می‌کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می‌گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود. و لهذا دیدید که آن روزی که این جوان‌های بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند».
(صحیفه نور ج 15 صفحه 66)
و البته ذکر این سوال اساسی و مهم را باید مهمترین بند از این وجیزه دانست که :
دشمن بزرگ و اصلی؛ آمریکاست یا اسرائیل؟
رهبر معظم انقلاب در بیانات اول فروردین ماه 92 در حرم مطهر رضوی به این شبهه پاسخی قاطع داده و دشمن اصلی ایران را آمریکا دانستند و رژم صهیونیستی را با وجود دشمنی، در حد و اندازه دشمنی ندانستند:
« خوب است دولتمردان آمریکا به این نکته توجه کنند و این را بفهمند که ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، که تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریکا میشود.اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند که ما اینها را در درجه‌ی اول و در ردیف اول به حساب نمی‌‌آوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میکنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میکنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میکند؛ این هم یکی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مکمل آمریکا را در این میدان بازی میکند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد که انسان او را یک دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریکا است
4- یکی از ریشه های اصلی التقاط و خلط مبحث در این موضوع بسیار حیاتی را باید اشتباه بزرگ در " یکی دانستن صهیونیسم جهانی و دولت نامشروع اسرائیل " دانست.
توضیح اینکه اگرچه صهیونیسم تسلط مادی بر دنیای امروز پیدا کرده و دارای قدرت و نفوذ بسیاری است ولیکن این قدرت و نفوذ در رژیم صهیونیستی محدود نشده است و صهیونیسم به عنوان دستی نامرئی و از پشت پرده بر تمامی تحولات سیاسی در کشورها(آمریکا؛ انگلیس؛ فرانسه و ...) سلطه دارد که سردمدران رژیم صهیونیستی نیز یکی از نوکران حلقه به گوش آنان محسوب می شوند و شیطان بزرگ( دولت آمریکا) به عنوان مرکز ثقل این جریانات صهیونیستی بوده و رژیم غاصب اسرائیل و دولت انگلیس و .. را باید دنباله رو دولت آمریکا دانست.

5- اگرچه یکی از دلایل( و نه تمام دلایل) حامیان دکتر احمدینژاد ( و نه خود ایشان) در اثبات حقانیت او، استناد به سخنان 2مهر89 شیمون پرز مبنی بر " دشمن انسانیت بودن احمدی نژاد و همچنین این ادعا که باید کاری کنیم که بودن با احمدی نژاد به یک ننگ همگانی شود و او باید محاکمه شود و ..." می باشد و لیکن باید کسانی که درصدد استفاده از این راهبرد هستند به این نکته توجه نمایند که:
شیطان بزرگ و رئیس جمهور آمریکا و تمامی جبهه استکبار نیز همراه با این ادعای پرز بودند و صد البته که جواب های دکتر احمدینژاد برای اوباما کوبنده تر از جواب برای پرز نیز بود و رئیس جمهور سابق در تاسی از رهبرمعظم انقلاب، برای سگ هار نحس نجس آمریکا در خاورمیانه ارزش چندانی قائل نمی شد.
برای نمونه در پاسخ به تهدید حمله نظامی به ایران از سوی اوباما، دکتراحمدینژاد در ارومیه و با لحنی قاطع می گوید:
« شما تازه از راه رسیده‌اید یک مقدار صبر کنید تا سرد و گرم را بچشید؛ دلیلی ندارد که هر حرفی به شما گفتند آن را تکرار کنید و بدان که گنده‌تر و گردن کلفت‌تر از تو نیز نتوانستند هیچ غلطی بکنند
اما در سخنرانی سازمان ملل جناب آقای روحانی(که از قضا مورد تایید هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان!)قرار گرفت؛ و بعد از آنکه اوباما تهدید می کند که گزینه نظامی همچنان روی میز است، رئیس جمهور ایران نیز در جواب وی از روی میز بون " صلح " از سوی ایران سخن می گوید!
بی تردید یادآوری این سخن مولای متقیان حضرت علی علیه السلام به رئیس جمهور روحانی لازم و ضروی خواهد بود:
«التکبر على المتکبرین هو التواضع بعینه»: «تکبر کردن با افراد متکبر خود عین تواضع است
آیا مودب و باهوش خواندن اوباما از سوی حجه الاسلام روحانی و آن هم در زمانی که وی با بی ادبی تمام از بودن گزینه نظامی بر روی میز سخن رانده و حق غنی سازی ایران را کاملا نادیده گرفته و ایران و شخص روحانی را نیز غیرقابل اعتماد می داند چیزی جز تواضع در برابر متکبر خواهد بود؟
6- بنابراین معیار اصلی در شناخت دشمن؛ نه مواضع رژیم صهیونیستی(که از قضا با عبرت گیری از وقایع سال88 می توانند نعل وارونه نیز بزنند) که مواضع دولت آمریکا به عنوان هرم اصلی جبهه باطل خواهد بود و رژیم صهیونیستی چیزی جز سگ پارس کننده برای آمریکا نخواهد بود.
7- با معیار داده شده از سوی آقای هاشمی و روحانی( که بر اساس آن؛ عصبانیت نتانیاهو و صهیونیستها نشانه حقانیت مذاکرات ژنو و ...است!) صحبت چند روز پیش پرز رئیس رژیم صهیونیستی مبنی بر تمایل برای دیدار با روحانی و دوست دانستن و دشمنی نداشتن با ایران را چگونه باید تفسیر کرد؟
آیا ( با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان) این دوستی رئیس رژیم صهیونیستی را نباید نشانه بطلان ادعای پیشین خود و همکارانتان ( مبنی بر عصبانیت اسرائیل از موافقت نامه ژنو و ...) دانست؟
عمارهای وطنی که برای " دوستی با مردم اسرائیل و ادیان الهی ساکن در سرزمین غصب شده توسط رژیم غاصب اسرائیل "( عین عبارت مهندس مشایی) وا اسلاما و واقرآنا سر می دادند امروز کجایند؟
8- با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان در برابر ادعای چند روز گذشته جان کری که در پرونده هسته‌ای ایران، امنیت اسرائیل را اولین اولویت آمریکا دانسته بود چه جوابی  دارید؟
ادعای پرز که مسئولیت پیروزی توافق ژنو را برای مردم ایران دانسته بود را چگونه ارزیابی می کنید؟
آقای روحانی آیا همچنان منتقدین را با صهیونیست ها همراه و همگام می دانید؟
9- درمصاحبه ای که آقای هاشمی رفسنجانی با صادق زیبا کلام داشته اند (کتاب هاشمی بدون روتوش - چاپ اول 1387صفحه 204) چنین آمده است:
زیباکلام: من معتقدم - نه این که اسرائیلی ها نمی گذارند بلکه با مشکلی که ما با اسرائیلی ها داریم ،خود به خود نخواهند گذاشت که ما یک رابطه حداقلی با امریکا داشته باشیم.
هاشمی رفسنجانی: "اگر ما بخواهیم،اسرائیلی ها هم کمک می کنند .برای اینکه می دانند که اگر یک رابطه معمولی باشد، امریکا می تواند روی کم کردن خصومت ما تاثیر بگذارد. اسرائیلی ها هم آِینده نگر هستند.
زیباکلام: پس شما دارید یک نظریه دیگری مطرح می کنید.معتقدید که اتفاقا اگر ایران چرخش و تمایلی به امریکا نشان دهد ،اسرائیلی ها تلاش خواهند کرد که این تمایل گسترده شود ،چرا که معتقدند بهبود روابط ایران و امریکا همانند نوری در انتهای تونل برای اسرائیلی ها خواهد بود و گرمی میان تهران و واشنگتن نهایتا بر روی نگاه ایران به اسرائیل تاثیرخواهد گذارد.
هاشمی رفسنجانی: قطعا اسرائیلی ها مسئله را اینگونه می بینند.
سوالی که از آقای هاشمی باید مطرح نمود این است که چگونه است در سال 87 رژیم صهیونیستی  و به قول شما اسرائیلی ها موافق

 

دولت بهار/ حسین مهدیزاده نراقی: پس از حضور حجه الاسلام والمسلمین روحانی در سازمان ملل و تماس تلفنی با اوباما و دیدار ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا، به موازات انتقادات نیروهای انقلابی، صدای واحدی از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش می رسید مبنی بر این که " افراطیون در ایران هم نوا با صهیونیست ها گردیده و از نزدیک شدن ایران و آمریکا هراسان و مضطرب شده اند!"
پس از توافق ژنو نیز و به جای پاسخگویی به پرسش های اذهان عمومی جامعه، رئیس جمهور و تیم همراه وی در هر بار با تکرار این کلیشه، فرع را بر اصل ترجیح داده و به نوعی توپ را در زمین طرف مقابل انداختند.
نگاهی به برخی از این مواضع، در تنویر حقایق وافی خواهد بود:
18آبان ماه، هاشمی رفسنجانی می گوید:
«جمله صریح نتانیاهو که با خشم گفته ایران هر چه می خواست از این مذاکرات به دست آورد و غرب چیزی نگرفت، گرچه برای تحریک آنها گفته شده خیلی معنادار است
در اهمیت این سخنان همین بس که قسمتی از آن(با تقطیع!) تیتر یک فردای روزنامه منتسب به جناب آقای هاشمی می گردد:

Description: آقای روحانی؛ شیطان بزرگ آمریکاست نه رژیم صهیونیستی!


افراطیون با بوق های در اختیار، فضا را بی آنکه خود بخواهند، به نفع صهیونیست ها آلوده می کنند: هاشمی رفسنجانی13آذر92
« به نظر من رژیم صهیونیستی مخالف اول هرگونه توافق با ایران است. من از نزدیک شاهد هستم که این رژیم برای ممانعت از پیشرفت مذاکرات دست به هر حرکتی زده است
اینها ترفندهای رسانه ای است که توسط صهیونیست ها یا مستقیما و یا توسط رسانه های وابسته آنها پیگیری می شود . به نظر من نباید با خط انها همسو شویم و به اهمیت مذاکرات شک کنیم: « عراقچی عضو تیم مذاکره کننده ایران؛3آذر1392»
«مخالفت‌های افراطیون با روش‌های معتدلانه رییس‌جمهور در عرصه دیپلماسی، هماهنگی آن‌ها با رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد.» عباس کریمی اصفهانی فعال سیاسی اصولگرا
در این جا ذکر چند نکته ضروری می نماید:
1-درسال 88 همراهی با صهیونیستها از سوی جناب آقای میرحسین موسوی و برخی نزدیکان آقای هاشمی معنا دار نبوده است؟
اگر معنادار بوده است پس اصرار این روزهای آقای هاشمی مبنی بر رفع حصر سران فتنه با ادبیات « سوء تفاهم های(سوء تفاهم و نه فتنه!) سال88 ! را باید رفع کرد و...» بر اساس کدام مبناست؟ و اگر معنا دار نبوده است، چگونه امروز مواضع نتانیاهو، معیار صداقت طرف ایرانی در مذاکرات ژنو خواهد بود؟
2- اصرار آقای روحانی  بر همراه دانستن منتقدین دلسوز داخلی با صهیونیست ها چه نسبتی با شعار         « جامعه آزاد و فضای غیر امنیتی در حوزه سیاست و فرهنگ » که دائما توسط ایشان به کار می رود دارد؟
آیا می توان دائما بر طبل فضای آزاد کوبید و در تلویزیون مدعی شد ممنوع القلم ها سریع القلم شده اند و لیکن در برخورد با منتقدین، اینگونه عمل نمود؟
3- به نظر می رسد که بزرگنمایی از مواضع صهیونیست ها و تلاش برای معیار حق و باطل قراردادن مواضع آنان به دو دلیل باشد:
اول: تجربه سال88 و اینکه درست در لحظاتی که می رفت تا وضعیت به سود فتنه گران به پایان رسد، با اعلام حمایت پرز و نتانیاهو از جنبش سبز، شاهد ریزش شدید مردمی در بین بدنه مردمی وابسته به آنان بودیم و آیا این بار جبهه باطل از این موضوع درس عبرت نخواهد گرفت؟
دوم: تلاش برای شیطان بزرگ سازی از اسرائیل و نتیجتا منسی شدن دشمنی با آمریکا!
چه آنکه در سال 88 همین ترفند در مورد شیطان بزرگ سازی از روسیه به در بسته خورده بود و امروز در فتنه ای بزرگ تر از سال 88، کوشیده می شود تا دشمنی با آمریکا به هر نحو و با طرح مسائل فرعی به چالش کشیده شود.
امام خمینی ره در این مورد می فرمایند:
«خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می‌کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می‌گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود. و لهذا دیدید که آن روزی که این جوان‌های بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند».
(صحیفه نور ج 15 صفحه 66)
و البته ذکر این سوال اساسی و مهم را باید مهمترین بند از این وجیزه دانست که :
دشمن بزرگ و اصلی؛ آمریکاست یا اسرائیل؟
رهبر معظم انقلاب در بیانات اول فروردین ماه 92 در حرم مطهر رضوی به این شبهه پاسخی قاطع داده و دشمن اصلی ایران را آمریکا دانستند و رژم صهیونیستی را با وجود دشمنی، در حد و اندازه دشمنی ندانستند:
« خوب است دولتمردان آمریکا به این نکته توجه کنند و این را بفهمند که ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، که تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریکا میشود.اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند که ما اینها را در درجه‌ی اول و در ردیف اول به حساب نمی‌‌آوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میکنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میکنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میکند؛ این هم یکی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مکمل آمریکا را در این میدان بازی میکند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد که انسان او را یک دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریکا است
4- یکی از ریشه های اصلی التقاط و خلط مبحث در این موضوع بسیار حیاتی را باید اشتباه بزرگ در " یکی دانستن صهیونیسم جهانی و دولت نامشروع اسرائیل " دانست.
توضیح اینکه اگرچه صهیونیسم تسلط مادی بر دنیای امروز پیدا کرده و دارای قدرت و نفوذ بسیاری است ولیکن این قدرت و نفوذ در رژیم صهیونیستی محدود نشده است و صهیونیسم به عنوان دستی نامرئی و از پشت پرده بر تمامی تحولات سیاسی در کشورها(آمریکا؛ انگلیس؛ فرانسه و ...) سلطه دارد که سردمدران رژیم صهیونیستی نیز یکی از نوکران حلقه به گوش آنان محسوب می شوند و شیطان بزرگ( دولت آمریکا) به عنوان مرکز ثقل این جریانات صهیونیستی بوده و رژیم غاصب اسرائیل و دولت انگلیس و .. را باید دنباله رو دولت آمریکا دانست.

5- اگرچه یکی از دلایل( و نه تمام دلایل) حامیان دکتر احمدینژاد ( و نه خود ایشان) در اثبات حقانیت او، استناد به سخنان 2مهر89 شیمون پرز مبنی بر " دشمن انسانیت بودن احمدی نژاد و همچنین این ادعا که باید کاری کنیم که بودن با احمدی نژاد به یک ننگ همگانی شود و او باید محاکمه شود و ..." می باشد و لیکن باید کسانی که درصدد استفاده از این راهبرد هستند به این نکته توجه نمایند که:
شیطان بزرگ و رئیس جمهور آمریکا و تمامی جبهه استکبار نیز همراه با این ادعای پرز بودند و صد البته که جواب های دکتر احمدینژاد برای اوباما کوبنده تر از جواب برای پرز نیز بود و رئیس جمهور سابق در تاسی از رهبرمعظم انقلاب، برای سگ هار نحس نجس آمریکا در خاورمیانه ارزش چندانی قائل نمی شد.
برای نمونه در پاسخ به تهدید حمله نظامی به ایران از سوی اوباما، دکتراحمدینژاد در ارومیه و با لحنی قاطع می گوید:
« شما تازه از راه رسیده‌اید یک مقدار صبر کنید تا سرد و گرم را بچشید؛ دلیلی ندارد که هر حرفی به شما گفتند آن را تکرار کنید و بدان که گنده‌تر و گردن کلفت‌تر از تو نیز نتوانستند هیچ غلطی بکنند
اما در سخنرانی سازمان ملل جناب آقای روحانی(که از قضا مورد تایید هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان!)قرار گرفت؛ و بعد از آنکه اوباما تهدید می کند که گزینه نظامی همچنان روی میز است، رئیس جمهور ایران نیز در جواب وی از روی میز بون " صلح " از سوی ایران سخن می گوید!
بی تردید یادآوری این سخن مولای متقیان حضرت علی علیه السلام به رئیس جمهور روحانی لازم و ضروی خواهد بود:
«التکبر على المتکبرین هو التواضع بعینه»: «تکبر کردن با افراد متکبر خود عین تواضع است
آیا مودب و باهوش خواندن اوباما از سوی حجه الاسلام روحانی و آن هم در زمانی که وی با بی ادبی تمام از بودن گزینه نظامی بر روی میز سخن رانده و حق غنی سازی ایران را کاملا نادیده گرفته و ایران و شخص روحانی را نیز غیرقابل اعتماد می داند چیزی جز تواضع در برابر متکبر خواهد بود؟
6- بنابراین معیار اصلی در شناخت دشمن؛ نه مواضع رژیم صهیونیستی(که از قضا با عبرت گیری از وقایع سال88 می توانند نعل وارونه نیز بزنند) که مواضع دولت آمریکا به عنوان هرم اصلی جبهه باطل خواهد بود و رژیم صهیونیستی چیزی جز سگ پارس کننده برای آمریکا نخواهد بود.
7- با معیار داده شده از سوی آقای هاشمی و روحانی( که بر اساس آن؛ عصبانیت نتانیاهو و صهیونیستها نشانه حقانیت مذاکرات ژنو و ...است!) صحبت چند روز پیش پرز رئیس رژیم صهیونیستی مبنی بر تمایل برای دیدار با روحانی و دوست دانستن و دشمنی نداشتن با ایران را چگونه باید تفسیر کرد؟
آیا ( با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان) این دوستی رئیس رژیم صهیونیستی را نباید نشانه بطلان ادعای پیشین خود و همکارانتان ( مبنی بر عصبانیت اسرائیل از موافقت نامه ژنو و ...) دانست؟
عمارهای وطنی که برای " دوستی با مردم اسرائیل و ادیان الهی ساکن در سرزمین غصب شده توسط رژیم غاصب اسرائیل "( عین عبارت مهندس مشایی) وا اسلاما و واقرآنا سر می دادند امروز کجایند؟
8- با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان در برابر ادعای چند روز گذشته جان کری که در پرونده هسته‌ای ایران، امنیت اسرائیل را اولین اولویت آمریکا دانسته بود چه جوابی  دارید؟
ادعای پرز که مسئولیت پیروزی توافق ژنو را برای مردم ایران دانسته بود را چگونه ارزیابی می کنید؟
آقای روحانی آیا همچنان منتقدین را با صهیونیست ها همراه و همگام می دانید؟
9- درمصاحبه ای که آقای هاشمی رفسنجانی با صادق زیبا کلام داشته اند (کتاب هاشمی بدون روتوش - چاپ اول 1387صفحه 204) چنین آمده است:
زیباکلام: من معتقدم - نه این که اسرائیلی ها نمی گذارند بلکه با مشکلی که ما با اسرائیلی ها داریم ،خود به خود نخواهند گذاشت که ما یک رابطه حداقلی با امریکا داشته باشیم.
هاشمی رفسنجانی: "اگر ما بخواهیم،اسرائیلی ها هم کمک می کنند .برای اینکه می دانند که اگر یک رابطه معمولی باشد، امریکا می تواند روی کم کردن خصومت ما تاثیر بگذارد. اسرائیلی ها هم آِینده نگر هستند.
زیباکلام: پس شما دارید یک نظریه دیگری مطرح می کنید.معتقدید که اتفاقا اگر ایران چرخش و تمایلی به امریکا نشان دهد ،اسرائیلی ها تلاش خواهند کرد که این تمایل گسترده شود ،چرا که معتقدند بهبود روابط ایران و امریکا همانند نوری در انتهای تونل برای اسرائیلی ها خواهد بود و گرمی میان تهران و واشنگتن نهایتا بر روی نگاه ایران به اسرائیل تاثیرخواهد گذارد.
هاشمی رفسنجانی: قطعا اسرائیلی ها مسئله را اینگونه می بینند.
سوالی که از آقای هاشمی باید مطرح نمود این است که چگونه است در سال 87 رژیم صهیونیستی  و به قول شما اسرائیلی ها موافق رابطه با ایران بوده اند و امروز مخالف شده اند؟

   رابطه با ایران بوده اند و امروز مخالف شده اند؟

http://dolatebahar.com/view/3264/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%87-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C!