شبها تا ساعت 12 در ستاد با بچها دور هم بودیم بعد اخر شب میرفیتم اطلاعیه ها را که خودمان کپی کرده بودیم پخش میکردیم و یکی یکی در خونه ها می انداختیم...احمدی نژآد پستر خیلی کم داشت بیشتر بروشور بود ... با موتور میرفتیم و موتور را وسط کوچه می گذاشتیم و تقیسم می شدیم و یکی یکی در خانه های شهرمان می انداخیم ....

یک شب وقتی داشتیم پخش میکردیم یه عده بچها را گرفته بودند و زده بودند ....

ما هم بساطی داشتیم بعضی خانه ها که در به ساخت بود نمی شد بندازیم در خانه به زحمت از لای در وارد میکردیم ... یک شب داشتیم از لای در بروشور را دریک خانه می انداختیم که یهو صاحب خانه در را باز کرد ما هم ذره مان اب شد و فرار کردیم و تا صبح می خندیدیم یه بچها بروشور را دست خود اون طرف هم شروع کرد به خندیدن .....

یک شب طرفدارای کروبی اومدند و تبیلغات کروبی را با کمال بی ادبی وسط ستاد ما پخش کردند و با موتور فرار کردند ما هم کاریشون نکردیم فقط جمع کردیم یه نکته جالب اینکه اونا چون پول میگرفتند و ساعت 9 نهایت 10 میبستند   خبر میرستد برای یک هفته اون ستاد 20 میلیون گرفته بود + خرج شامهای اونچنانی و میوه و.. .ما فقط شربت میدادیم و...

تو بنر تبیلغات کروبی نوشته بود حضرت ایت اله عظمی امام مهدی کروبی :))

اینو کجای دلم بزارم :))