امام خمینی (ره): دیکتاتوری باعث قیام ملت شد / پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده به فکر و دانش خود اتکا نکنیم

 

سیدالشهدا ، اسلام و عدالت را نجات داد
در صدر اسلام پس از رحلت پیمبرِ ختمی ـ پایه‌گذار عدالت و آزادی ـ می‌رفت که با کج روی‌های بنی‌امیه اسلام در حلقوم ستمکاران فرورود و عدالت در زیر پای تبهکاران نابود شود که سیدالشهدا نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی‌امیه را محکوم و پایه‌های آن را فروریخت. و در عصر ما می‌رفت که با کجوری‌های سلسلۀ پهلوی، حلقوم گشاد آنان و دارو دسته و اربابان آنان اسلام و مصالح آن را ببلعد و عدالت و استقلال و آزادی را در زیر چکمۀ دیکتاتوری و پردۀ ریا و تزویر به نابودی بکشد.
1357/10/06


امام خمینی (ره): دیکتاتوری باعث قیام ملت شد / پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده به فکر و دانش خود اتکا نکنیم دولت بهار: اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به‌حساب می‌آورند و از گهواره تا قبر به هر چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب موردتوجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود مطرود و کهنه و واپس زده خواهد بود.

دولت بهار – حسین مولوی/ انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین تحول اجتماعی قرن بیستم در حساس ترین جغرافیای سیاسی جهان، 35 سال پیش به رهبری امام خمینی (ره) توانست با در هم شکستن نظم 2500 ساله سلطنتی، فصلی نوین در حیات بشر را رقم بزند. انقلاب اسلامی ایران چه از جانب بنیانگذار و تئوریسین هایش و چه از طرف ناظران بیرونی به عنوان شورش علیه نظام حاکم بر جهان و نظم ظالمانه پدید آمده توسط ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، معرفی و فهمیده شد. زمینه سازی برای تحقق حاکمیت یکپارچه موعود امم (عج) بر جهان و برقراری عدالت و صلح در سراسر گیتی و آزادسازی همه مستضعفین از یوق همه مستکبرین به عنوان افق نهایی و هدف غایی انقلاب اسلامی بارها و بارها از جانب امام و امت در سال های ابتدایی انقلاب اسلامی مورد تاکید قرار گرفت. دوران 8 ساله دولت های نهم و دهم به پرچمداری دکتر محمود احمدی نژاد از جانب خلف صالح خمینی کبیر، بارها و بارها به دلیل زنده کردن و نیز اوج دادن به گفتمان انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) مورد تمجید قرار گرفت و به ضرب المثل ادبیات سیاسی معاصر تبدل شد. این قضاوت حضرت آیت الله خامنه ای آخرین بار در دیدار خداحافظی کابینه دهم با ایشان بار دیگر به صراحت بیان شد. «بازگرداندن قطار منحرف شده انقلاب اسلامی به ریل اصلی توسط دکتر احمدی نژاد» تعبیر تمام کننده ای در این خصوص بود. با این وجود به نظر می رسد در پی تحولات سیاسی اخیر در کشور بار دیگر زمینه هایی برای تضعیف محکمات اندیشه امام خمینی (ره) و ریشه های و مبانی انقلاب اسلامی بوجود آمده است، مساله ای که تبلور صریح آن را در گزاره «همزیستی مسالمت آمیز با نظام سلطه» می توان مشاهده کرد. همچنین تلاشی مضاعف برای تغییر آرمان مرکزی انقلاب اسلامی به جریان افتاده است و عده ای می کوشند تا صرف برقراری جمهوری اسلامی را هدف و نقطه پایان انقلاب اسلامی جا بزنند؛ کانه انقلاب شده است که عده ای بروند و عده ای دیگر بیایند! در چنین شرایطی رجوع دوباره به نصوص کلام و محکمات اندیشیه خمینی کبیر، اهمیتی بیش از پیش می یابد. دولت بهار بنا دارد در قالب بسته "برای چه انقلاب کردیم؟" در حد بضاعت خود مروری دوباره داشته باشد بر اهداف و مبانی انقلاب اسلامی. مطمئناً بامطالعه جزئی سخنان امام نمی‌توان به همه حقیقت وجودی ایشان پی برد. با این وجود  قطره‌ای از دریا نیز می‌تواند سیراب کننده انسان‌های تشنه حقیقت باشد. بخش دوم این بسته را در ادامه می خوانید:

بی‌عدالتی گسترده در کشور
سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت‌پرور آن باشد / عدل اسلامی را مستقر کنید. با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود

سرلوحه اهداف
سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت‌پرور آن باشد؛ و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالت‌خواه، رسیدن به این هدف محال است. تولّا و تبرّا دو اصل اساسی اسلام است: باید با حکومت عدلْ موافق و به حاکم عادل دل ببندید؛ و از رژیم غیر اسلام و غیر اسلامی که در رأس آن رژیم منحط پهلوی است تبرّا کنید؛ و باکمال صراحت مخالفت خود را اظهار و در سرنگون کردن آن کوشا باشید و در غیر این صورت روی استقلال و آزادی را نمی‌بینید.
356/11/24

نجات از ظلم
بزرگ‌ترین آرزوى من این است که مردم ایران از چنگال ظلم نجات پیدا کنند و صاحب کشورى باشند آزاد و مستقل. داراى نظامى اسلامى که در آن حقوق انسان‌ها آن‌چنان‌که اسلام دستور داده است رعایت شود و در راه پیشرفت و ترقى و سعادت انسانى سرمشق براى همه ملت‌ها باشند….
1362/11/22

فرقی بین دیگران در اجرای عدالت نیست
مبارک باد بر شما روزی که در آن تمام اقشار ملت به حقوق خود می‌رسند، فرقی بین زن و مرد و اقلیت‌های مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست. طاغوت دفن شد و طغیان و سرکشی به دنبال او دفن می‌شود، و کشور از چنگال دشمن‌های داخلی و خارجی و چپاولگران و غارت پیشگان نجات یافت.
1358/01/12

محکوم کردن نظام سرمایه داری ضالمانه
اسلام نه باسرمایه دارى ظالمانه و بی حساب و محروم کننده توده‏هاى تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به‏طور جدى در کتاب و سنت محکوم مى‏کند و مخالف عدالت اجتماعى مى‏داند- گرچه بعض کج فهمان بى‏اطلاع از رژیم حکومت اسلامى و ازمسائل سیاسى حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طورى وانمود کرده‏اند (و باز هم دست برنداشته‏اند) که اسلام طرفدار بى ‏مرز و حد سرمایه دارى و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‏اند، چهره نورانى اسلام را پوشانیده و راه را براى مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمى چون رژیم سرمایه دارى غرب مثل رژیم آمریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام شناسان واقعى با اسلام به معارضه برخاسته‏اند- و نه رژیمى مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم- لنینیسم است که با مالکیت فردى مخالف و قائل به اشتراک مى‏باشند با اختلاف زیادى که دوره‏هاى قدیم تاکنون حتى اشتراک در زن و همجنس بازى بوده و یک دیکتاتورى و استبداد کوبنده در بر داشته.
 بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهاى اقتصاد سالم به راه مى‏افتد و عدالت اجتماعى، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق مى‏یابد.
1367/12/03

مقاومت در مقابل ظلم و بی‌عدالتی
طبیعت ساختمان بشری است که هرچه ستمکاری و ظلم و بی‌عدالتی در جامعه و ملتی اوج گیرد، به‌‌ همان نسبت قوۀ مقاومت در ملت رشد می‌کند. شاهد زنده، اوضاع اخیر ایران است.
1354/06/30

عدالت، شرط اصلی زمامداران اسلام
اسلام خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضی‌اش هم معتبر است که عادل باشد، فقیهش هم معتبر است که عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام‌جمعه‌اش هم باید عادل باشد ـ از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر. زمامدار باید عادل باشد؛ وُلاتشان هم باید عادل باشند. این وُلاتی که در اسلام می‌فرستادند، والی‌هایی که می‌فرستادند به این‌طرف و آن‌طرف، امام جماعتشان هم بود، باید عادل باشد. اگر عادل نباشد، اگر عدالت در بین زمامداران نباشد، این مفاسدی است که دارید می‌بینید. اسلحه دست اشخاص غیر صالح، اسلحه دست اشخاص ناصالح، اشخاص بی‌انصاف، بی‌عدالت.
1356/10/01

عدالت اسلامی
ما عدالت اسلامی را می‌خواهیم در این مملکت برقرار کنیم. اسلامی که راضی نمی‌شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدّی بشود. اسلامی که حضرت امیر ـ سلام‌الله‌علیه ـ می‌فرماید برای ما چنانچه بمیریم ملامتی نیست، که لشکر مخالف آمده است و فلان زن یهودیه‌ای که معاهد  بوده است خلخال را از پایش درآورده است
1358/06/14

دیکتاتوری‌ باعث قیام ملت شد
این دیکتاتورهایی که می‌بینید در آنجا هست، تقریباً در همه‌جا هست؛ و همین دیکتاتوری‌ها باعث شد که ملت ما قیام کرد و رژیمی را خواهان شد که در آن دیکتاتوری نباشد؛ در آن عدالت باشد، با همۀ ظلم‌ها مخالف باشد، و آن رژیم جمهوری اسلامی است ـ که برنامۀ اسلام در این است که دیکتاتوری‌ها به‌کلی در دنیا نابود بشوند، و عدالت اجتماعی جاری بشود. و من امیدوارم که خداوند، آن‌طور که ما می‌خواستیم، برای عدالت اجتماعی در تمام بشر ما را موفق کند، و شمارا موفق کند.
1358/04/23

عدل اسلامی را مستقر کنید
عدل اسلامی را مستقر کنید. با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود.
1358/02/04

سیدالشهدا ، اسلام و عدالت را نجات داد
در صدر اسلام پس از رحلت پیمبرِ ختمی ـ پایه‌گذار عدالت و آزادی ـ می‌رفت که با کج روی‌های بنی‌امیه اسلام در حلقوم ستمکاران فرورود و عدالت در زیر پای تبهکاران نابود شود که سیدالشهدا نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی‌امیه را محکوم و پایه‌های آن را فروریخت. و در عصر ما می‌رفت که با کجوری‌های سلسلۀ پهلوی، حلقوم گشاد آنان و دارو دسته و اربابان آنان اسلام و مصالح آن را ببلعد و عدالت و استقلال و آزادی را در زیر چکمۀ دیکتاتوری و پردۀ ریا و تزویر به نابودی بکشد.
1357/10/06

مقابله جدی با آزاداندیشی
این پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم / تبلیغات دینی و بیان قانون‌شکنی‌ها «ارتجاع سیاه» شناخته‌شده و ممنوع گردیده .

تقلید کورکورانه از شرق و غرب
این پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خوداتکا نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم، بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده بی‌فرهنگ، آن‌ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند. و رسوم و آداب اجنبی را هرچند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثنا جویی آن‌ها را به خورد ملت‌ها داده و می‌دهند. فی‌المثل اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به‌حساب می‌آورند و از گهواره تا قبر به هر چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب موردتوجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود مطرود و کهنه و واپس زده خواهد بود.
1368/03/15

تربیت اسلامی در کار نباشد
در دانشگاه‌ها دنبال این بودند که آن‌هایی که می‌خواهند بچه‌ها را تربیت کنند اشخاصی باشند که تربیتی که می‌کنند تربیت نباشد؛ عقب راندن باشد. و از حیث اخلاق هم تربیت اخلاقی نباشد به آن معنایی که ما می‌گوییم؛ تربیت اسلامی در کار نباشد؛ بلکه یک تبلیغاتی باشد که این جوان‌های ما را تباه کند. برنامۀ آنکه از روی‌هم‌رفتۀ مسائل که حالا آدم بخواهد بگوید محتاج به یک کتابی است.
1358/06/28

حمله به قشر روحانیت و قشر فرهنگ
برنامه این بود که این دو قشری که ممکن بود که برای یک مملکت مفید باشد و ممکن بود که دیگر قشر‌ها هم دنبال این باشند، این دو قشر را نگذارند که به کار خودشان به‌طوری‌که شایسته است انجام‌وظیفه کنند. در طرف روحانیت، از باب اینکه اختیار معلّم و متعلّم به آن وضع دست آن‌ها نبود، اینجا به یک‌جور دیگر رفتار کردند؛ به خلع لباس و به فشار و به بردن سربازخانه‌ها و امثال‌ذلک که شکست بدهند حوزه‌ها را. و در قشر فرهنگ، که اختیارات را دستشان گرفته بودند، می‌خواستند که باز این فرهنگ را یک فرهنگ دلخواه خودشان، بلکه دلخواه آن‌هایی که می‌خواهند استفاده از ما بکنند، قرار بدهند. و این دو تا قوّه ای که به‌منزلۀقوۀ مُفکّرۀ جامعه است از آن‌ها بگیرند و تباه کنند؛ و کسی پیدا نشود که اگر همه‌چیز ما را بردند، یک صحبتی بکند یا یک‌چیزی بنویسد. روی‌هم‌رفته اگر ملاحظه کنید، از همۀ کارهایی که در آن زمان انجام می‌گرفت، در زمان این پدر و پسر ـ در زمان پسر شاید بیشتر ـ در یک معنا مشترک بود و آن اینکه جوان‌ها را بکشند به غیر آن‌طوری که باید تربیت بشوند.
1358/06/28


از دانشگاه است که می‌شود یک ملتی اصلاح بشود
باید دانشگاه آگاه باشد، توجه داشته باشد به این نقشه‌ها. و جوان‌های عزیز دانشگاهی ما توجه داشته باشند به این مسائل؛ که از دانشگاه است که می‌شود یک ملتی اصلاح بشود و از دانشگاه است که می‌تواند یک ملتی به تباهی کشیده بشود. این دانشگاه و تربیت دانشگاهی است که جوان‌های ما را یا طرف غرب می‌کشد یا طرف شرق می‌کشد و آن‌ها را از خودشان تهی می‌کند و وجهۀ آن‌ها را متوجه به غرب و شرق  می کند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ایران را و شرق را و تمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند و همۀ فرهنگ و چیزهای دیگری را از ما بگیرند و به‌جای آن، یک مغز شرقی یا یک مغز غربی بنشانند و ملت ما را به تباهی بکشند.
1360/03/23

تبلیغات دینی و بیان قانون‌شکنی‌ها «ارتجاع سیاه» شناخته‌شده
در این مملکت تمام فرق ضاله آشکارا تبلیغ ضد اسلامی می‌کنند، محافل آزاد دارند، مجالس علنی دارند. مسیحیین، فرستنده در کلیسای انجیلی در تهران دارند، مؤسسه در کرمانشاه دارند؛ مدارس رسمی دارند، برخوردار از پشتیبانی دولت‌ها هستند، نشر کتب ضد دینی آزاد است؛ فقط مسلمان‌ها و مبلغین مذهبی و علمای اسلام آزاد نیستند. تبلیغات دینی و بیان قانون‌شکنی‌ها «ارتجاع سیاه» شناخته‌شده و ممنوع گردیده.
1343/03/15