فاطمـه از اهـــواز شماره مطلـب منتشـر شــده در طـرح فراخــوان حجاب بانوان ایرانی : 25

 


 

یادمه سال اول راهنمایی بودم….

یه روز داشتم از توی راهروی مدرسه رد می شدم که یه نوشته روی دیوار نظرم رو جلب کرد، نوشته بود برای ثبت نام توی بسیج به اتاق (فلان) مراجعه کنید، من وقت رو تلف نکردم و وارد همون اتاق فلان شدم، بعد از پرسیدن مدارک لازم از اتاق زدم بیرون…

اون روز کوتاهترین روز مدرسه ی من بود چون اینقدر ذوق زده شده بودم که نمی دونم چطور زنگ آخر زده شد و من مسیر مدرسه تا خونه رو لی لی کنان طی کردم تا به پدر و مادرم بگم که می خوام عضو بسیج مدرسه بشم، از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان توی راه یه نقشه هم کشیدم مبنی بر اینکه بهشون بگم یکی از شروط بسیجی شدن چادری شدنه،(آخه مامانم می گفت: تو جُسه ریزی داری و چادر بپوشی اذیت می شی و……)، خدا من رو ببخشه ، خلاصه رسیدم خونه و هنوز لباسم تنم بود که موضوع رو مطرح کردم با انضمام همون نقشه که گفتم.
بالاخره دو، سه روز بعد به آرزوم رسیدم و با چادر رفتم مدرسه.
از اون روزا تقریبا ۱۷ سال می گذره و هنوز وقتی می خوام برم بیرون با همون ذوق و شوق چادرم رو سر می کنم.
من و چادرم دو تا دوستیم، دو تا رفیق فابریک. توی گرمای خوزستان که آدم احساس خفگی می کنه، توی شرجی، توی سرما، توی باد شدیدی که می یاد و کنترل چادر سخت می شه و…..

javanenghelabi - basiji

 

هیچ وقت فکر نکردم یه بار اضافه دارم، برعکس بدون چادر احساس می کنم یه نقصی دارم، شاید باورتون نشه….

 

S  M  S  :  ۳۰۰۰ ۲۸ ۲۸ ۳۸                      E – mail  :    info@javanenghelabi.ir

 

بـرای مشـاهده بقیـه خاطــرات بر روی مستطیــل زیر کلیک کنید :

javanenghelabi - banovan

 

بـرای مشــاهده بهترین ، جــذاب ترین و پربحـث ترین خـاطرات بر روی مستطیــل زیر کلیک کنید : 

javanenghelabi - khaterat 23

در پایان از کلیه دوستان و خوانندگان عزیز تقاضا داریم که حتما نظرات خود را درباره این خاطره بیان کنند

درضمن بازهم از کلیه بانوان عزیز تقاضا داریم که خاطرات چادری شدن یا چادری نشدن خودشان را بصورت ایمیل یا کامنت همراه با نام کوچکشان و نام شهرشان و درصورت وجود نام وبلاگ شان برای ما ارسال کنند تا منتشر کنیم.

برای دریافت اطلاعات بیشتر  بر روی عکس زیر کلیک کنید :

javanenghelabi - ba hejab 15