روزی که سخنان اقای روحانی  درجلسه با نمایندگان سیاسی کشورمان که زنده از شبکه خبر پخش می شدرا می دیدم ومی شنیدم......که


....و متعجب شدم که آقای روحانی اعتدالگرا را چه شده که چنین خشمگینانه وبا توپ پر و با تندی تمام با هموطننان  خود اینگونه مستبدانه ومتکبرانه ودیکتاتور ر مآبانه سخن می راند!

 

لطفا این بخش از سخنان وی را بخوانید:

 یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است!

حالا به یاد بیاورید که همین جناب  روحانی در مورد مذاکره تلفنی با رئیس شیطان بزرگ آمریکا گفت :

همانگونه که قبلا نیز گفتم در  گفت‌و‌گوی تلفنی  که[با اوباما ] داشتیم،‌ وی را فردی بسیار مؤدب و باهوش یافتیم.

 

و در واکنش به کاغذ پاره خواندن قطعنامه های شورای امنیت  توسط دکتر احمدی نژاد گفت :

 درس حقوق به من آموخت فرق قطعنامه شورای حکام و شورای امنیت با یک کاغذ معمولی چیست!

وخطاب به منتقدین توافقنامه ژنو گفت :

چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند!؟

 بدون توضیح اضافه باید از جناب روحانی پرسید:

چطور ممکن است کسی بزدل باشد اما قطعنامه های شورای امنیت را  کاغذ پاره بخواند ؟

چطور ممکن است کسی بزدل باشد اما حاضر به پذیرفتن شروط دشمن نباشد ؟

چطور ممکن است کسی بزدل باشد اما با صدای رسا فریاد بزند : آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند؟

وچطور ممکن است کسی شجاع باشد اما سردسته دشمنان بشریت وقاتل میلیونها انسان در سراسر دنیا را فردی مؤدب وباهوش خطاب کند وبه گفتگوی عاجزانه با او افتخار کند؟!

چطور ممکن است کسی شجاع باشد اما با افتخار بگوید من فرق  قطعنامه های [به قول خودش در همین سخنرانی ضد بشری ،غیر قانونی و  ظالمانه!] شورای امنیت را با کاغذ معمولی می فهمم ؟!

چطور ممکن است کسی ادعای شجاعت بکند  درحالی که  هموطنان خود را آنهم  کسانی که  اکثرا"دانشگاهیان  رزمنده ای هستند که دلاورانه  هشت سال در مقابل همه جبهه  استکبار ایستادگی کرده اند  بیسواد وبیکار که مدام غصه می خورند خطاب کند  ودر همان حال در مقابل استکبار خاضعانه سخن بگوید ؟

واین تناقضات را چگونه می شود حل کرد؟

 براستی مگر استبداد ودیکتاتوری مفهموی غیر از این دارد  که درمقابل مستکبر خاضع ودر مقابل زیردستان منتقد چون پتک  ومشت آهنین  باشد؟!

 

فرار از بردگی