به نقل از گل يخ :

اصولا اهل خواندن رمان وداستانهای وقت تلف کن وتخیلی نیستم.

ولی بشدت مشتاق داستانها وفیلمهای حقیقی و واقع نگر هستم.

کتاب حکایت زمستان برگرفته از خاطرات واقعی آزاده فخرالوطن عباس حسین مردی ست.

نمیدانم او اکنون کجاست اما امیدوارم هرکجا که هست تنش سالم باشد و دلش شاد

ایمانش استوار باشد وامیدش برقرار..ان شاء الله

شجاعت وصبوری ذکر شده قهرمان قصه در طول داستان، برای ایشان مایه افتخار است و

برای من مایه شرمساری!

درطول خواندن کتاب حس شرمساری سنگینی به تو دست میدهد.

شرمساری از اینهمه ایثار او وامثال او ، و قدرناشناسیهای من وامثال من..

شرمساری از بی تابیها وناصبوری هایمان دربرابر ناملایمات گذرا و کوچک روزگار

شرمندگی از افکار بسته ومحدود وتنگ نظرانه درانتخاب صحیح دوست ودشمن

ازبخل ورزیدن نسبت به تحسین خوبیهای دیگران وعیبجوئیهای بی مورد از دوستان همفکر

وسیاهنمایی شخصیت مومنینی که نسبت به ما کمی متفاوت فکر میکنند..

 

سه روز پیش توفیقی نصیبم شد واین کتاب بطور اتفاقی بدستم رسید وآنرا خواندم.

اگرچه تلخی سنگین وآزارنده خاطراتش به مذاق روح وذهنم خوش نیامد

اما همچون داروی شفابخشی ، تاثیر بسزایی بر اراده وافکارم گذاشت.

بحدی که اکنون سه روز است به اذعان دوست ودشمن ، تحول چشگیری در رفتار و

خلق وخویم ایجاد شده وان شاء الله در جهت مثبت است...

به همه دوستان وهمکارانم توصیه کردم این کتاب را بخوانند

برای تقویت اعتقادات معنوی وثبات روحی خوراک مغذی و پر ویتامینی ست...

 

زمستان