در روایات است که یاران و دوستان امام زمان و اولیاء خدا در بین بندگان مخفی هستند .... !!!


مثلا میگن یک پیرمرد حمال در یکی از بازارها کار می کرده که همه بهش زور می گفتند .... یکروز وقتی در بازار در حال حمل بار بوده , یک بچه از کول مادرش از بالای پشت بام به پایین پرت میشه ...

وقتی این حمل متوجه میشه مگه : داد میزنه خدایا نگهش دار ...

ناگهان بچه تو آمسون می مونه و آروم , آروم میاد تو بغل این بزرگ مرد که حمال بوده ...

وقتی مردم متوجه میشند این چه مرد بزرگیه میاند دورش را میگیرند و میگند چه کردی که به این مقام رسیدی ؟

میگه هیچی 70 سال من به خدا گفتم چشم ! یکبارهم خدا به من گفت چشم ... چند روز بعد این مرد بزرگ چون سرش فاش شد فوت می کنه ..... ((به نقل از وعاظ منبری ))

یا یکبار عالمی در مشهد برای برگشت بی پول میشه توسل به امام رضا پیدا میکنه که کمکش کند > امام رضا به خوابش میاد و می فرماید که فردا برو فولان جا  اولین شخصی که وارد شد خواسته ات را بهش بگو تا کمکت کند ..

صبح زود این عالم می رود ولی اولین شخص تقی بی نماز محلشون بود ! محلش نمی زاره تا بره ...

شب دوم , همان خواب و فردایش همه همان تقی بی نماز میاد!

چند روز و چند شب به همین منوال میگزره !

تا یه روز میگه بزار بهش بگم ببینم چکارمی کنه !

مگیه آقا تقی ! تا میگه آقا تقی : آقا تقی برمیگرده و میگه بله بفرمایید : عالم خواسته اش را میگه ! وآقا تقی میگه بابا تو چند روزه منو معطل خودت کردی چرا روز اول نگفتی .....

خلاصه آقا تقی به عالم میگه تمام اسباب و وسایلت را جمع کن و بیا فولان جا !

عالم میره آقا تقی وسایل عالم را برمیداره و میگه بپر رو کول من عالم اول امتناع میکنه بعد انجام میده , اقا تقی میگه چشماتو ببند ....

بعد از چند ثانیه چشماشو باز میکنه میبینه جلو درب خونشونه ...

آقا تقی می خواست خداحافظی میکنه که بره عالم با اصرار ازش می پرسه که جریان چیه همه به تو میگن تقی بی نماز , اگه بی نمازی چطور یار امام زمان شدی !

بعد از کلی اصرار و قسم از عالم .. آقا تقی میگه به شرطی که تا پایان عمرم به کسی نگی .... میگه من تمام نمازام را پشت سر امام زمان به امام زمان اقتدا میکنم به خاطر همین تا الان کسی نماز خواندن مرا ندیده..... چند روز بعد آقا تقی میمیره ....((به نقل از وعاظ منبری ))

روزی یکی از اولاء خدا که همیشه به مردم کمک میکرده .... با همسرش به شهر قم می روند... و بعد از دعا و زیارت باهم جای قرار می گزاردند ... این اولاء بزرگ خدا دیرتر پیش همسرش میاد , وقتی میاد همسرش میبینه صورت شوهرش سرخه و عرق کرده , خانم این اولاء خدا با ترس ازش میپرسه چی شده ! اویاء خدا بحث را عوض میکنه بعد از چندین بار پرسیدن و عوض کردن بحث ؛ ایشان را قسم می دهد , ایشان هم علارغم میلشان می فرمایند که چند دقیقه پیش با امام زمان دیدار داشتم , و با ایشان به خواسته ایشان دست و رو بوسی داشتم ... بعد همسرش را قسم می دهد که تا بعد از مرگش به کسی نگوید ....  (( این مطب را از یکی از همخدمتی هام که رفیقش تعریف کرده نوشتم ))

یاران امام زمان کسانی اند که ما حتی به عقلمون نمیرسه که مومن باشه چه برسه به اینکه یار امام زمان باشه ... نکنه کسیو که ما مسخرش میکنیم یا ازیتش می کنیم یا ..... یار امام زمان باشه .. یاران امام زمان در بین مردم مخفی اند

البته باید عرض کنم که آقای دولابی رحمته اله علیه می فرمایند :

هر کس که ادعا کرد که با امام زمان ارتباط دارد یا... بگویید دروغ میگویند , حتی اگر راست بگوید ...

چون ارتباط با امام زمان جزء اسرار است و کسی حق ندارد اقرار کند که با امام زمان ارتباط دارد ...

شاید یا حتما به خاطر همین است که هر کس را که مردم می فهمند با امام زمان ارتباط دارد , به زودی به خواسته خودش می میرد ... یا فردی را که متوجه شده را قسم می دهد که تا زنده است به کسی نگوید ...